به بچهها التماس نكنید !
پدر و مادر هر كدام بشقابی در دست گرفتهاند و التماس میكنند كه یك قاشق بیشتر بخورد، مادر، صدای هواپیما در میآورد، پدر خم میشود تا سواری بدهد و نهایتاً كودك فراری از غذاخوردن به خواسته آنها توجهی نمیكند و زیر چشمی اوضاع را میپاید و شاید در دلش به این كارها میخندد.
مشكل كم غذایی یا بدغذایی كودكان، اغلب یكی از بزرگترین دغدغههای والدین، به خصوص آنها كه اولین تجربه بچهداری را از سر میگذرانند است.
بسیاری از آنها با صرف وقت و هزینه زیادی تلاش میكنند تا مشكل بدغذایی كودكشان را به هر طریق برطرف كنند، در حالی كه به نظر دكتر سیدضیاءالدین مظهری- متخصص تغذیه و رئیس انجمن تغذیه ایران- اكثر خانوادهها، برداشتهای نادرستی از روند رشد كودكشان دارند و توقعات آنها در بسیاری از موارد نابجاست. گفتوگوی ما با دكتر مظهری را بخوانید.
* آقای دكتر، شما به كدام بچهها «بد غذا» میگویید؟
ببینید، مشكلی كه ما در خانوادهها شاهد آن هستیم، برداشت غلطی است كه اكثر آنها از روند رشد بچهها و میزان اشتها و كم اشتهایی بچهها دارند.
اغلب دیده میشود خانوادهها با وجود این كه فرزندشان از رشد مناسبی برخوردار است و از غذای كافی استفاده میكند، تصورشان این است كه كودكشان واماندگی رشد داشته یا تغذیه درستی ندارد، چون كم اشتها است.
در اینجا ذكر این نكته لازم است كه مقایسه كردن دو كودك با یكدیگر بسیار اشتباه است، چرا كه دنیای درونی هر فردی با دیگری بسیار متفاوت است.
منظورتان از دنیای درونی چیست؟
دنیای درون، دنیای ژنتیكی، پیامها و كدها و رموزی است كه در درون هر سلولی وجود دارد و از آغازین لحظه زندگی این كدها با هم آمیخته شده و برای هر فردی دنیای بخصوصی را ایجاد میكنند كه میتواند به نسل بعدی انتقال یابد.
به عنوان مثال مادر یا پدری كه فرض میكنند كودكشان نسبت به كودك هم سن و سال خودش كوتاه قدتر است، علت را باید در خودش یا شاخه پدری یا مادری خودش یا همسرش جستوجو كند، چرا كه اولین مسئلهای كه برای افزایش قد و رسیدن به یك قد معین وجود دارد، ظرفیت ژنتیكی هر فرد است.
ادامه مطلب...
به بچهها التماس نكنید !
پدر و مادر هر كدام بشقابی در دست گرفتهاند و التماس میكنند كه یك قاشق بیشتر بخورد، مادر، صدای هواپیما در میآورد، پدر خم میشود تا سواری بدهد و نهایتاً كودك فراری از غذاخوردن به خواسته آنها توجهی نمیكند و زیر چشمی اوضاع را میپاید و شاید در دلش به این كارها میخندد.
مشكل كم غذایی یا بدغذایی كودكان، اغلب یكی از بزرگترین دغدغههای والدین، به خصوص آنها كه اولین تجربه بچهداری را از سر میگذرانند است.
بسیاری از آنها با صرف وقت و هزینه زیادی تلاش میكنند تا مشكل بدغذایی كودكشان را به هر طریق برطرف كنند، در حالی كه به نظر دكتر سیدضیاءالدین مظهری- متخصص تغذیه و رئیس انجمن تغذیه ایران- اكثر خانوادهها، برداشتهای نادرستی از روند رشد كودكشان دارند و توقعات آنها در بسیاری از موارد نابجاست. گفتوگوی ما با دكتر مظهری را بخوانید.
* آقای دكتر، شما به كدام بچهها «بد غذا» میگویید؟
ببینید، مشكلی كه ما در خانوادهها شاهد آن هستیم، برداشت غلطی است كه اكثر آنها از روند رشد بچهها و میزان اشتها و كم اشتهایی بچهها دارند.
اغلب دیده میشود خانوادهها با وجود این كه فرزندشان از رشد مناسبی برخوردار است و از غذای كافی استفاده میكند، تصورشان این است كه كودكشان واماندگی رشد داشته یا تغذیه درستی ندارد، چون كم اشتها است.
در اینجا ذكر این نكته لازم است كه مقایسه كردن دو كودك با یكدیگر بسیار اشتباه است، چرا كه دنیای درونی هر فردی با دیگری بسیار متفاوت است.
منظورتان از دنیای درونی چیست؟
دنیای درون، دنیای ژنتیكی، پیامها و كدها و رموزی است كه در درون هر سلولی وجود دارد و از آغازین لحظه زندگی این كدها با هم آمیخته شده و برای هر فردی دنیای بخصوصی را ایجاد میكنند كه میتواند به نسل بعدی انتقال یابد.
به عنوان مثال مادر یا پدری كه فرض میكنند كودكشان نسبت به كودك هم سن و سال خودش كوتاه قدتر است، علت را باید در خودش یا شاخه پدری یا مادری خودش یا همسرش جستوجو كند، چرا كه اولین مسئلهای كه برای افزایش قد و رسیدن به یك قد معین وجود دارد، ظرفیت ژنتیكی هر فرد است.
ادامه مطلب...
استفاده از موسیقی از روشهای بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ، آگاهی و قدرت ذهنی است. موسیقی بر تفکر و نوع یادگیری تأثیر فراوانی دارد به طوریکه متعاقب این تأثیر تغییرات محسوسی در زندگی افراد ایجاد می شود . به طور حتم آشنایی با موسیقی در سنین پایین این تأثیرات را بیشتر می کند و اصلی ترین بخش یادگیری نیز در افراد به همان سالها بازمی گردد. این آموزش تأثیر فراوانی در مراحل بعدی زندگی دارد .
به طور کلی آسان ترین و اساسی ترین روش آموزش کودکان در تمامی فعالیتها، استفاده از موسیقی است . طی تحقیقاتی که به روی ۱۰ کودک دو ساله در هنگام چیدن قطعات پازل انجام شده میزان دقت ، سرعت و توانایی آنها در هنگام بازی مورد بررسی قرار گرفت ، پس از آن این تعداد به دو گروه ۵ نفره تقسیم شدند ، گروهی از آنها روزانه به مدت ۳۰ دقیقه آموزش همراه با موسیقی و آواز داشته و گروه دیگر ۱۵ دقیقه در هفته آموزش موسیقی داشتند . پس از گذشت ۶ ماه تمام بچه های این گروه پیشرفت شایانی در چیدن قطعات پازل و سرعت انجام آن داشتند .
این تحقیق به روی مهندسین ، بازیکنان شطرنج و ریاضیدانان نیز انجام گرفت و نتایج این امر مکانی از میزان افزایش سرعت منطقی این گروه در یادگیری عملکرد پاسخ دهی آنان بود.
همچنین بر اساس آزمایش دیگر به روی کودکانی که سطح نمره آنها از استاندارد ملی کمتر بود با به کار گیری موسیقی نمراتشان تقریباً دو برابر افزایش داشت. همراه کردن موسیقی با مهارتهای منطقی و عقلانی مثل ریاضیات به افراد می آموزد که درتمام موارد به تقسیم بندی و دسته بندی منطقی موسیقی و ذهن توجه داشته باشند .
طی مطالعات هشت ماهه محقق دانشگاه کالیفرنیا «فرانس اچ» ۱۹ دانش آموز پیش دبستانی سه تا پنج ساله آوازهای روزانه می خواندند و ۱۵ دانش آموز بدون موسیقی مورد بررسی قرار گرفتند. اگر چه هنوز قطعیت تأثیر موسیقی بر ذهن افزایش سرعت و عملکرد آن مشخص نشده ولی در مجموع از تأثیر آن نیز نمی توان چشم پوشی کرد .
ادامه مطلب...
نحوه صحیح برخورد با فرزندان در سن بلوغ
زمانیکه کودک متولد می شود، پدران و مادران با مشکلات بسـیار زیادی روبرو می شوند، در دوران نـوزادی بـاید نــیمه های شب بیدار شوند و کارهای مربوط به او را انجام دهند،
روزهـای مـدرسه رفتـن هـم چنـدان ســاده نیستند، گاهی اتفاق می افتد که کودک دچار ناراحتی شـده، اصلاً دوست ندارد به مدرسه برود و این والدین هستند که باید از پس روزهایی که دلم نمی خواهد به مدرسه بروم، بر بیاند. با وجود همه این مشلات شاید برخی از افراد تصور کنند که چرا دوران نوجوانی، زمانی که فزرند پا به سن بلوغ می گذارد، سخت تر از سایر دوره های زندگی اوست؟
باید در نظر داشت که این دوران از حساس ترین دوره های زندگی همه افراد به شمار می رود و فرزند شما، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحی و اخلاقی دچار تغییرات بیشماری می شود. این مرحله برای اکثر خانواده قدری گیج کننده و مشکل آفرین است.
شاید زمانی که صحبت از این دوره زندگی بچه ها به میان می آید، برخی از افراد تفکرات منفی داشته باشند، اما بر خلاف تصور عموم، نوجوان در این دوران دارای انرژی سرشاری شده، فکر می کند، ایده آل گرا می شود، و به دنبال امتیازات مساوی و حقوق مسلم خود بر می آید. در طی این زمان وظیفه والدین است که به فرزند خود کمک کنند تا رشد کرده و خصوصیات غریزی خود در جهت رسیدن به کمال سوق دهد.
درک صحیح دوران بلوغ
خوب سن بلوغ دقیقاً چه زمانی است؟ پاسخی که شما می توانید در برابر این پرسش به فرزند خود بدهید بدین شرح است: این سن در هر فرد متفاوت است. برخی از افراد خیلی سریع بالغ می شوند، عده ای دیر تر و بعضی ها هم به طور متعادل به این سن می رسند. به هر حال همه این دوره ها جزء موردهای طبیعی به شمار می روند.
ادامه مطلب...
چگونه به کودک بیاموزیم خود را سرگرم کند
بچهها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالی فشار روانی را تجربه میكنند. برخی کودکان مجبورند با مشکلاتی چون کشمکشهای خانوادگی، طلاق، تغییرات دائمی مدرسه، همسایهها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههای همسال و بعضی وقتها حتی با خشونت در خانواده یا جامعهشان دست و پنجه نرم کنند. بیشتر والدین كودكان نوپا آرزو می كنند كه كودكشان بتواند تنهایی خودش را سرگرم كند. این خواسته والدین منطقی است، چون كودك نوپا می تواند اسباب بازی ها را بر دارد، با آن ها بازی كند، دنبال توپ بدود و كتاب ورق بزند. نوپاها آموخته اند كه می توانند خودشان كارهایی انجام دهند و اتفاقاً اغلب هم در انجام كارها توسط خودشان پافشاری و سماجت به خرج می دهند.
با این همه یك بچه یك ساله همچنان دوست دارد دور و بر والدینش بچرخد، ما می توانیم به او كمك كنیم كه بیاموزد چگونه خود را سرگرم كند. جین فوی، متخصص كودكان در كارولینای شمالی می گوید: "كودكان نوپا اصولاً نمی توانند برای مدت طولانی به تنهایی بازی كنند". طولانی ترین زمانی كه می توانید از یك بچه یك ساله انتظار داشته باشید به تنهایی بازی كند چیزی حدود پانزده دقیقه است، دادن چنین فرصتی به كودك كاری است كه به انجام دادنش می ارزد، این كار تنها به این دلیل نیست كه شما فرصت داشته باشید شام را آماده كنید یا اتاق را جارو و گردگیری كنید. دكتر اسكالار متخصص رشد در مركز مطالعات رشد و یادگیری دانشگاه كارولینای شمالی در این باره می گوید:"تنها بازی كردن، تقویت كننده استقلال، اعتماد به نفس، خلاقیت، و مهارت های زبانی است. اغلب می بینیم كه یك كودك پانزده ماهه موقعی كه تنها بازی می كند با خود چیزهایی زمزمه می كند، چنین بازی هایی پایه و اساس رشد مهارت های زبانی هستند.
"دكتر اسكالار می گوید:" قابلیت بچه ها برای تنها بازی كردن به حال و وضعیت آن ها هم بستگی دارد، اگر بچه گرسنه، خسته یا مریض باشد كمتر به تنها بازی كردن رغبت خواهد داشت. علاوه براین شما از یك نوپای كمی بزرگ تر هم نمی توانید انتظار داشته باشید كه مدت طولانی تری تنها بازی كند." دكتر فوی معتقد است: "یك كودك بیست و دوماهه كه از نظر شناختی و زبانی قابلیت های بیشتری از كودك یك ساله یا پانزده ماهه دارد تمایل روز افزونی برای كسب استقلال در خود می بیند، بنابراین بیش از پیش دوست دارد با شكستن حد و مرزهایی كه شما وضع كرده اید آن ها را و شما را امتحان كند و بنابراین این نیاز بیشتری به نظارت و توجه مداوم و از نزدیك دارد".
برای افزایش ظرفیت كودكتان در تنها بازی كردن، چهار كلمه را به خاطر بسپارید:" علاقه،ایجاد عادت، سازماندهی، و جهت دهی".اول سعی كنید كودكتان را به فعالیتی مشغول كنید كه به آن واقعاً علاقه دارد، اگر از نظر شما كمی شلوغ كاری اشكالی ندارد به او اجازه دهید اگر دوست دارد لیوان ها و قاشق ها را جابه جا كند یا لباس ها را از كشوی كمد بیرون بكشد. ژولیت كه یك پسر پانزده ماهه دارد دو كشوی پایین كابینت آشپزخانه را پر از بطری، قاشق و پیمانه های پلاستیكی كرده تا هنگامی كه او مشغول درست كردن شام است، پسرش با آن ها مشغول بازی شود و كاری به كار او نداشته باشد.
بنابراین می بینیم كه چه طور سرگرم كردن بچه به كار مورد علاقه اش می تواند او را به سمت تنها بازی كردن سوق بدهد.چنان كه گفتیم دومین نكته ای كه باید به ذهن بسپارید "ایجاد عادت" است. وقتی كودك شما كاملاً مشغول بازی شد، به آرامی كمی دور شوید یا یك مجله به دست بگیرید. وقتی او اسباب بازی به سمت شما می اندازد تا شما را به بازی بكشاند، به راحتی اسباب بازی را به خودش برگردانید و جمله كوتاهی درباره بازیش بگویید و لبخند بزنید. طی روزها و هفته های بعد بتدریج و آرام آرام سعی كنید فاصله فیزیكی و ذهنی خود را از او بیشتر كنید و بیشتر پی كار خودتان باشید، اما هرگز كودكتان را بدون مراقبت رها نكنید. دقت داشته باشید در محلی كه كودك مشغول بازی است شئ یا موقعیتی وجود نداشته باشد كه امنیت و سلامت كودك را به خطر بیندازد.
كودك یك ساله در كی از خطر ندارد. نكته دیگری كه در این مورد برشمردیم " سازماندهی " فعالیت كودك بود. پر كردن اطراف كودك از اسباب بازی های جورواجوری كه دوست شان دارد منجر به دستپاچگی و گیج شدن او می شود. به جای این كار، هر بار تنها یك اسباب بازی در اختیار او بگذارید و به نوبت اسباب بازی ها را عوض كنید. تری می گوید:"من وقتی می خواهم كتابی بخوانم یا حساب خریدهای روزانه ام را بكنم؛ از همین روش استفاده می كنم، كتابم را به اتاق فرزندم می برم و آن جا اول عروسك پشمالویش را به او می دهم، بعد از چند دقیقه توپ را و بعد از مدتی دو تا كتاب در اختیارش می گذارم، به این ترتیب او مرتب مشغول بازی است و با هر اسباب بازی به نوبت حسابی بازی می كند و سرگرم می شود، و من هم به كارم می رسم."
یك كودك یك ساله نیاز به جهت دهی دارد، از این رو وقتی احساس می كنید كودكتان آرام آرام علاقه اش را به بازی با یك اسباب بازی از دست می دهد، با پرسیدن یك سؤال دوباره او را تحریك كنید. مثلاً وقتی كودكتان مشغول بازی با بلوك هایش است، در حین این كه مشغول كار خودتان هستید بدون این كه مستقیماً وارد بازی با او شوید، با او صحبت كنید. مثلاً می توانید بگویید:" عجب! تو سه تا مكعب رو روی هم گذاشتی. می تونی یكی دیگه هم بهشون اضافه كنی؟"سعی كنید برنامه تنها بازی كردن بخشی از برنامه روزانه بچه باشد. كلر لرنر، متخصص رشد كودكان در واشینگتن می گوید:"
كلید تقویت توانایی تنها بازی كردن در بچه ها این است كه با افزایش تدریجی زمان تنها بازی كردن، او را به این كار عادت دهید." البته ممكن است اولین تلاش های شما برای وادار كردن كودك به تنها بازی كردن بیش از چند دقیقه نتیجه ندهد و كودك پس از دقایقی كوتاه داد و فریاد راه بیندازد و شما را بطلبد، در این هنگام سعی كنید سریع به او پاسخ ندهید، به او فرصتی بدهید تا خودش با مسأله كنار بیاید. یك زمان مناسب برای ایجاد عادت تنها بازی كردن، بعد از حمام یا ناهار است، این زمانی است كه كودك راضی و خشنود به نظر می رسد. زمان هایی كه خودتان خسته هستید برای این كار انتخاب نكنید. دكتر فوی می گوید:" خستگی و تنشی كه شما در درونتان احساس می كنید ممكن است در رفتار كودكتان منعكس شود."
در ضمن به خاطر بسپارید كه این فرایند همیشه با یك الگو و با یك كیفیت ثابت نخواهد بود. كودكی كه یك روز خیلی خوب خودش را به تنهایی سرگرم می كند، روز بعد ممكن است كاملاً از این كار امتناع كند، اما شما باید تلاش كنید كه فرصت های لازم را برای او فراهم كنید تا تنها بازی كردن را به مرور بیاموزد. پیش از این كه شما فكرش را بكنید خواهید دید كه توانسته اید پانزده دقیقه تمام به حال خودتان باشید و كودك كاری به شما نداشته و شادمانه خود را در دنیای بازی غرق كرده است!
http://www.samiraeslamieh.blogfa.com
آموزش و تربیت با هوش ترین كودكان جهان
كودكان امروز، آینده فردای جامعه هستند. دنیای پیشرفته كودكان را جدی می گیرد، به آنها به چشم سرمایه های ارزشمند می نگرد، برای آنها برنامه های علمی، مدون و هدفمند طراحی می كند و در انتظار می ماند تا فصل خوشه چینی فرا برسد. ما تلاش می كنیم در راه توسعه و پیشرفت گام برداریم و می دانیم كه یكی از شاخص های مهم توسعه، تدوین استراتژی تربیت و پرورش كودكان است.
وجود هفت میلیون كودك زیر هفت سال ایرانی و فقدان طرحی مدون و جامع برای آموزش، تربیت و پرورش آنها این نگرانی را به وجود می آورد كه آیا این جمعیت به حال خود رها شده اند. آیا می شود باور كرد در كشوری كه كودكان استثنایی و معلول با جمعیت اندك دارای سازمان مستقل و ردیف و بودجه و اعتبارات دولتی هستند، هفت میلیون كودك سالم كه به نظر كارشناسان سراسر دنیا جزو باهوش ترین افراد روی كره زمین هستند، بدون برنامه ریزی، بی هیچ ردیف و اعتبار قابل توجه دولتی و بی سرپرست و متولی به حال خود رها شده اند.
آیا می شود باور كرد در كشوری كه كودكان استثنایی و معلول با جمعیت اندك دارای سازمان مستقل و ردیف و بودجه و اعتبارات دولتی هستند، هفت میلیون كودك سالم كه به نظر كارشناسان سراسر دنیا جزو باهوش ترین افراد روی كره زمین هستند، بدون برنامه ریزی، بی هیچ ردیف و اعتبار قابل توجه دولتی و بی سرپرست و متولی به حال خود رها شده اند.
دفتر امور كودك و نوجوان سازمان بهزیستی كشور شاید تنها محل دولتی است كه به این جمعیت سرنوشت ساز می اندیشد.
سید محمد حسین جوادی، مدیركل این دفتر می گوید كه اوضاع این قدرها هم بد نیست چون به تازگی برخی طرح های بر زمین مانده احیا شده اند و تلاش های نویی نیز در حال انجام است. هر چند كه وی نیز اعتراف می كند در برنامه ریزی های كلان نظیر چشم انداز بیست ساله نظام، جمعیت كودكان زیر هفت سال كشور، كم رنگ دیده شده اند و تاكنون برنامه ریزی اصولی به خصوص در مقوله آموزش و پرورش انجام نشده است.
فقدان استراتژی تربیت
جوادی می افزاید:« واقعیت این است كه از سال ها قبل یك پروسه مشخص تعریف نشده است كه بگوییم طی 20 یا 30 سال ازاین نقطه شروع و به این هدف نهایی رسیده ایم.»
این واقعیتی تلخ است كه اگر واكاوی بشود، زشتی هایش را بیشتر به رخ می كشد. اما خدا را شكر به گذشته تعلق دارد. امروز چه؟ این پرسشی است كه مدیركل دفتر امور كودك و نوجوان سازمان بهزیستی كشور این گونه پاسخ می دهد: «امروز تلاش می كنیم با افزایش آگاهی مسئولان، شهروندان و به طور كلی جامعه درباره ضرورت و اهمیت آموزش گروه سنی زیر هفت سال، این جمعیت را از خانه ها بیرون و به محیط های آموزشی ببریم. در همین راستا در تلاش هستیم با افزایش تعداد مهد كودك ها در سراسر كشور وگسترش فعالیت آنها، امكان آموزش كودكان را به صورت یكسان و همگانی دراختیار همه خانواده ها قرار بدهیم.»
متخصصان معتقد هستند در دنیای پیشرفته امروز كه در تب و تاب ثانیه ها گرفتار تغییر وتحول می شود، مهد كودك ها، مكان هایی قابل اطمینان و موثر در پرورش شخصیت كودكان هستند و استفاده كودكان از این مكان ها، امری ضروری است.
این موضوع را جوادی تایید می كند ومی گوید:«مهد كودك مكمل خانواده است. استادان روانشناسی دنیا معتقد هستند كه بچه ها از سن سه سالگی به بعد باید به مهد بروند تا تحت تربیت، پرورش و آموزش قرار بگیرند. متخصصان ما نیز با اتكا به آموزه های مدرن و پیشینه درخشان تربیتی كشورمان بر این موضوع همواره تاكید دارند. از سوی دیگر ما در چشم انداز بیست ساله نظام، ایران را كشوری دیده ایم كه در منطقه از نظر رتبه علمی، فرهنگی، هنری و غیره مقام اول را دارد. این انتظار معقولی است اگر كودكان امروز را كه بیست سال دیگر نقش های موثر در عرصه های گوناگون دارند، به حال خود رها نكنیم و از فرصت یادگیری بی نظیر آنها در سنین زیر هفت سال بیشترین استفاده را ببریم.»
لزوم آموزش در مهد كودك
یكی از جدیدترین علوم انسانی NLP یا برنامه ریزی عصبی- كلامی است كه در سراسر دنیا مورد توجه قرار دارد. متخصصان این علم كه از سال 1970 پایه گذاری شده است به دنبال پاسخ به دو سؤال اساسی هستند. اول این كه انسان های موفق چه خصوصیاتی دارند و دوم این كه چگونه این خصوصیات را در افراد دیگر پرورش دهیم. به نظر آنها هرچه سن تقویت این ویژگی ها از سنین پایین تر شروع شود، افراد آینده درخشان تری همراه با موفقیت های بیشتر خواهند داشت. به همین دلیل است كه كشورهای پیشرفته هر سال، سن آموزش و پرورش را پایین تر می آورند.
دكتر مجید ترابی، روانپزشك كه سال ها مدیركل دفتر امور كودك و نوجوان سازمان بهزیستی بوده است، در این باره می گوید: «به كلیت و ماهیت هر فرد كه در تعامل با محیط زنده و غیرزنده است و متناسب با دركی كه از محیط دارد، واكنش نشان می دهد، شخصیت می گوییم. این جنبه از فرد در تعامل با محیط پیرامونی فرد است پس محیط پیرامونی نقش مؤثری در شكل گیری شخصیت هر فرد دارد. مهد كودك هم بخشی از محیط است كه با بازی و آموزش، كودك را در تعامل ها شركت می دهد و در شكل گیری شخصیت وی نقش موثری ایفا می كند.»
وی تاكید می كند كه در مهد كودك با فراهم كردن محیط مناسب می توانیم كودك امروز را به شخصیت موثر و مثبت فردا تبدیل كنیم و می افزاید: «اگر در مهد كودك ها علمی و اصولی با كودك رفتار كنند و براساس طرح و برنامه های تخصصی اداره شوند، می توانند اثرات شگفت انگیزی بر رشد شخصیت كودك داشته باشند.»
هفت سال اول زندگی كودكان، سال های اساسی در تربیت كودك است. متخصصان یك صدا و هم نظر در این باره اتفاق نظر دارند و همواره به خانواده ها توصیه می كنند كه این سال های سرنوشت ساز را به راحتی از دست ندهند. دكتر هوشنگ مقتدایی، روانپزشك كودك در این باره می گوید: «ذهن و مغز كودكان در سنین زیر هفت سال بیشترین آمادگی برای فراگیری را دارد. چنانچه در این زمان، مغز بچه ها در محیط فراهم شده می توانند یك یا دو زبان را فرا بگیرد. همان گونه كه كودكان در پایان این دوران به طور كامل زبان مادری را فرا گرفته اند.»
دكتر ترابی نیز برای تاكید بر اهمیت و لزوم مهد كودك رفتن كودكان این مثال را بیان می كند: «اگر به 300-200 سال قبل بازگردیم، می بینیم كه سوادآموزی سینه به سینه منتقل می شد ولی بعداً به نیاز تبدیل شد و رفته رفته مكتب خانه ها شكل گرفت كه روحانی ده زحمت آموزش و سوادآموزی را در مكانی جدا از خانه ها به عهده گرفت. مدت ها گذشت و بعد دیدند كه یك نفر با مسئولیت های متعدد نمی تواند مكتب دار هم باشد، پس آموزش را تخصصی تر كردند و مدرسه ها شكل گرفتند. این روند ادامه پیدا كرد تا به دانشگاه ها رسید. امروز این تفكر حاكم است كه بچه باید به مدرسه برود و متناسب با نیاز و علاقه اش متخصص بشود. در بحث تربیت هم موضوع به همین شكل است. در دنیای امروز دیگر نباید هفت سال از عمر یك فرد را بی هیچ برنامه ای به امان خدا سپرد و بعد یك دفعه او را به محیط مدرسه ببریم. در حالی كه از پتانسیل هوشی و توان ذهنی او در سال های پیش از مدرسه هیچ استفاده ای نكرده ایم.»
سال های طلایی زندگی
برخی با تاسی به این حدث نبوی كه كودك باید هفت سال آغاز زندگی را به بازی بگذراند با مهد رفتن كودكان مخالفت می كنند. «حمیدرضا شیرمحمدی» كه كارشناس ارشد یك رشته فنی - مهندسی و پدر دو كودك 6 و 5/4 ساله می باشد، از این دسته است. وی می گوید: «مهدكودك برای بچه ها محدودیت ایجاد می كند در حالی كه طبق توصیه های تربیتی آیین و مذهب ما، آنها باید تا هفت سال كاملاً آزاد باشند و جز بازی كردن كاری نداشته باشند. تحمیل شرایط آموزشی در مهد كودك ها به كودكان زیر هفت سال برخلاف این توصیه ها است.»
این پدر فكر می كند كه مهدكودك، فرزندانش را از محیط امن و پرمحبت خانه دور می كند. «شیرمحمدی» اظهار می كند: «فضای غریبه، آدم هایی كه هیچ نسبتی با بچه ها ندارند و تحمیل شرایطی مثل از بركردن شعرها و قصه هایی كه ممكن است بچه ها دوست نداشته باشند، آرامش درونی كودكان را به هم می ریزد و آنها را به افرادی مضطرب و پریشان تبدیل می كند.»
نظیر چنین اندیشه ای در جامعه و میان اقشار مختلف یافت می شود. چه بسا كه صاحبان این عقیده همواره تلاش می كنند تا با استناد به برخی منابع نظر خود را به دیگران نیز القا كنند. «یاسمین ملك پور»، كارمند ارشد یك سازمان خصوصی و از مدیران موفق است. او می گوید: «با وجودی كه همسرم با شغل من مشكلی ندارد و فرزندم نیز در ساعات كاری من در یك مهدكودك قابل اعتماد به سر می برد، به طور دائم از جانب برادرها و پدرم تحت فشار هستم كه تو به خاطر پول و كسب درآمد بیشتر، بچه را به مهد سپرده ای. آنها چنان به من اعتراض می كنند و از حق و حقوق فرزندم كه به وسیله من و همسرم ضایع می شود حرف می زنند كه گاهی باور می كنم به راستی در حق وی ظلم می كنم.»
وی می افزاید: «متاسفانه این شرایط در كل خانواده حاكم است و چه بسیار زنان توانمند، تحصیل كرده و دارای موقعیت اجتماعی كه به دلیل فرزنددار شدن و برای پرهیز از به مهد سپردن بچه هایشان، خانه نشین شده اند و جامعه را از خدمات حضور خود محروم كرده اند.»
اغلب كارشناسان چنین نظراتی را قبول ندارند. آنها با قاطعیت اعلام می كنند كه كودكان هزاره سوم با توجه به شرایط و دنیای پیرامونی خود باید با سرعت بیشتری در راه فراگیری قدم بگذارند. علاوه بر این موضوع تناقض حدیث معروف نبوی درباره دنیای تا هفت سالگی كودكان و تاكید حضرت رسول اكرم(ص) بر نقش بازی های كودكانه این دوران در شكل گیری شخصیت كودكان را با دكتر مجید ترابی، در میان می گذارم. وی می گوید: «ما مفتخر هستیم كه تابع دین، مكتب و مذهبی هستیم كه اولیای خاص آن بیش از چهارده قرن قبل به اصول روانشناسانه عمیقی اشاره و تاكید داشته اند كه دانشمندان امروز پس از سال ها تحقیق، ممارست و آزمون و خطا به آنها دست یافته اند. موضوع این حدیث نبوی نیز از همین اصول است. روانشناسی نوین دقیقا به این مسئله اشاره می كند كه بازی موثرترین راه رشد و تكامل شخصیت كودكان است.»
دكتر «ترابی» با اشاره به تعریف بازی می افزاید: «بازی یعنی یك سری رفتارها و عادات كه طبق قراردادی معین انجام می شود. مثلا وظایف هر فرد در بازی از پیش تعیین می شود و قانون ها هم از قبل مشخص می شود. درخاله بازی معلوم می شود چه كسی مادر، چه كسی فرزند، چه كسی میزبان و چه كسی مهمان است. قاعده و قرار هم بین بازیگرها گذاشته می شود. بعد بچه ها در عرصه این بازی، تمرینی از روابط اجتماعی و خانوادگی را تجربه می كنند.
روانشناسان معتقد به علوم مدرن در یافته های جدیدشان دقیقا براین موضوع تاكید دارند كه بچه ها باید تا هفت سال بازی كنند اما وظیفه ما در قبال آنها چیست؟ آیا باید دراین هفت سال آنها را به طور كامل به حال خود رها كنیم. یا شرایطی را فراهم كنیم كه بچه ها طبق قاعده و قانون بازی كنند و اصول زندگی را فرابگیرند.»
وی معتقد است كه نظریه های جدید منطبق با حدیث نبوی است و بیان می كند: «در مهدهای كودك شرایط بازی به گونه ای برای كودكان فراهم می شود كه ضمن پاسخ به نیازهای این گروه سنی، دنیای كودك نیز در آینده به نحوی روشن ترسیم شود. كارشناسان امروز با افتخار از این نظریه كه بازی، همه دنیای كودك است یاد می كنند و همه دنیا را تشویق می كنند كه اگر طالب آینده ای روشن، سازنده و مفید برای فرزندانتان هستید، بازی آنها را در سنین آغاز زندگی جدی بگیرید و از آن غافل نشوید.
اسباب تاسف است ما - مسلمانان- كه چهارده قرن قبل این نظریه را آموزش دیده ایم و بنا به بیان خاص ترین بنده خدا، به آن سفارش شده ایم، اینك متعصبانه با موضوع برخورد كنیم.»
منبع :روزنامه کیهان
شناخت لياقت هاى کودک (تربيت کودک)
شناخت لياقت هاى کودک
مـى گـويـنـد: انـيـشـتين دانشمند بزرگ و فيزيکدان عصر حاضر,درکلاس هاى ابتدايى چهره درخشانى نداشت , ولى در سال هاى بعد,استعداد شگرف و مخفى مانده خود را بروز داد.
* بـه مـلـکـشاه سلجوقى خبر رسيد که قيصر روم , در صدد تسخيربغداد است .ملکشاه با ارتش مـنـظـم خود به سوى مرز ايران حرکت کرد.خواجه نظام الملک روزى از ارتش سان مى ديد که نـاگاه قيافه سربازى کوتاه قد, توجه او را به خود جلب کرد.دستور داد که او راازصف بيرون کنند.او تـصـور کـرده بـود کـه از آن سرباز کوتاه قد,کارى ساخته نيست .ملکشاه به خواجه گفت : چه مى دانى ؟ شايد همين سرباز قيصر را اسير کند.اتفاقا مسلمانان در اين نبرد پيروز شدند و قيصر روم به دست همين سرباز اسير گرديد.
بـيان : مربى يا پدر و مادر موفق , آنهايى هستند که از شاگرد و ياکودک خود شناخت خوبى داشته بـاشـنـد, اسـتعدادهاى آنها را بيابند وزمينه شکوفايى آن را فراهم کنند.
چون خداوند در هر کس استعدادخاصى را قرار داده است که شخص با شکوفايى آن استعداد به توفيق دست خواهد يافت .
ادامه مطلب...
معيار اصولي و متناسب براي ازدواج
(کدام معيار براي انتخاب همسر مناسب تر است )
ضرورت چند نکته :
خانواده هر دو نفراز نظر فرهنگي و سنت هاي رايج نزديك به هم باشند.
تا سر حد امكان، تمكن مالي دو خانواده متناسب با يكديگر باشد.
اگر هر دو نفر اهل يك شهر نيستند حداقل در ساير زمينه ها و آداب و رسوم نزديك به هم باشند.
ديدگاه هاي دو خانواده از نظر مذهبي – سياسي – اجتماعي و معاشرت نزديك به هم باشند.
در خانواده دو طرف پدرسالاري يا مادرسالاري به صورت مطلق وجود نداشته باشد.
تناسب جسمي – شكل – قيافه و اندام هر دو نفر به هم نزديك باشد تا حدي كه تفاوت هاي موجود خيلي چشمگير نباشد.
از نظر سن و سال متناسب باشند و به اصطلاع عامه «به هم بيايند».
از نظر ميزان تحصيلات، اختلاف فاحش نداشته باشند.
در انتخاب محل سكونت يا محل كار اختلاف سليقه نداشته باشند.
از نظر طرز تفكر و انديشه اجتماعي به هم نزديك باشند.
ديدگاهشان نسبت به زندگي يكسان باشد.
تفاوت هاي شخصيتي و خصوصيت هاي رفتاري فاحشي نداشته باشند.
تا آنجا كه مقدور است بهره هوشي آنها نزديك به هم باشد.
داراي ديدگاه هاي سياسي گرايش هاي اعتقادي و افق هاي فكري نزديك به هم باشند.
هر دو نفر استقلال رأي داشته باشند؛ يعني شخصاً در امور زندگي تصميم بگيرند نه با دهن بيني و تقليد از ديگران.
ادامه مطلب...
با این بچه های لوس و نونور چه کنیم؟
خوشبختانه باید گفت که هیچ کودکی لوس متولد نمی شود. ولی از همان ابتدا شیوه برخورد والدین به طور ناخودآگاه می تواند باعث بروز این خلق و خوی ناخواسته شود.
به گزارش گروه ترجمه سلامت نرمی و لطافت بیش از اندازه والدین در برخورد کودک چنین تاثیری دارد. به طور طبیعی کودکان معصوم هستند و به گونه ای با نمک رفتار می کنند و قلب والدین و اطرافیان را نسبت به خود رئوف کرده و باعث می شوند که والدین برای آنها هر کاری انجام دهند. اما لوس کردن کودکان باعث می شود که آنهمه جذابیت و گیرایی یکباره نابود شود.
از جمله علامت های رفتاری کودکان لوس عبارتند از:
1- برای رسیدن به خواسته شان متوسل به گریه و فریاد می شوند.
2- خود را روی زمین انداخته و بلند نمی شوند.
3- این کودکان اغلب بدخلق بوده و حتی در زمان تنبیه نیز والدین را می زنند.
4- زمانی که از آنها سوال می کنید ، توجه نمی کنند.
5- آنها نسبت به شما و سایر بزرگترها بی ادب و گستاخ هستند.
6- آنها از بازی کردن و برقراری ارتباط با کودکان دیگر اجتناب می کنند و حاضر نیستند که اسباب بازی خود را به دوستشان بدهند.
7- اغلب خودنمایی می کنند و نسبت به همسالان خود برتری جویی کرده، می خواهند در مرکز توجه باشند.
8- هر آنچه دیگری دارد را می خواهند و زمانی که آن را بدست می آورند ، تقاضای چیز جدیدتری می کنند.
9- اغلب شلخته هستند و حتی علی رقم خواهش والدین از این کار اجتناب نمی کنند.
10- از رفتن به بستر خواب اجتناب می کنند.
شیوه مقابله با کودکان لوس
1- در مقابل رفتار خوب به آنها جایزه دهید و در مقابل رفتار بد ، آنها را تنبیه کنید.
2- اگر برای درخواست چیزی شروع به داد و فریاد کردند، به آنها ندهید و آنچه دوست می دارند را نیز از آنها بگیرید.
3- اگر از روی زمین بلند نشدند آنها را بلند کرده و به داخل اتاقشان ببرید تا زمانی که آرام شوند و عذر خواهی کنند.
4- اگر آنچه را از آنها خواسته اید بدون پاسخ بگذارند سریعا آنها را تنبیه کنید.مثلا به گوشه ای برده و تا عذر خواهی نکرده اند به آنها اجازه حرکت ندهید.
5- اگر حاضر نشدند اسباب بازی خود را با دیگری شریک شوند، اسباب بازی را از آنها بگیرید.
6- هر آنچه را می خواهند برای آنها نخرید، تا از روی استحقاق و شایستگی بدست آورند.
7- اگر اتاق خود را به هم می ریزند به آنها اجازه خروج ندهید تا زمانی که اتاق را کاملا مرتب کنند.
8- ساعت خواب را به آنها تحمیل کنید و بر سرحرف خود بایستید و مقاومت کنید.
9- در مقابل کارهای درستی که انجام می دهند آنها را تشویق کنید
برای انتخابش عاقل باش
دوستان و همسالان، یکی از مهمترین عوامل موثر در رشد و تکامل شخصیت آدمی در دوران نوجوانی به شمار میآیند. به عقیده "موریس دبس"، دوستیهای این دوران باعث کسب تجاربی میشود که در توسعه شخصیت نوجوان نقش دارد. این تجارب باعث ایجاد دوستیهای عاقلانهتری در دوران بزرگسالی میشود؛ دوستیهایی که بر اساس علاقه و اعتماد متقابل استوار است و اولین احساس نوعدوستی را در نوجوان برمیانگیزد. دوستیهای دوران نوجوانی براساس یک نیاز اجتماعی و برای ایجاد روابطی سالم و سازنده است...
کمک به ابراز خود
در دوران نوجوانی، شخصیت اجتماعی نوجوان در حال شکل گرفتن است و بر این اساس، رفاقت نقش عمدهای در اجتماعی شدن او ایفا میکند. دوستان و همسالان، نوجوان را در «ابراز خود» یاری میدهند؛ چرا که یکی از نیازهای مهم این دوره، نیاز به ابراز خود است؛ رفتاری که فرد به وسیله آن تواناییها، اندیشهها، اعتقادات، عواطف و احساساتش را به سایرین ابراز میکند. دوستان و همسالان زمینه ممکن را برای فرد فراهم مینمایند زیرا آنها در معاشرت با یکدیگر در مورد افکار و عقاید خود آزادانه گفتگو میکنند و تواناییها و قابلیتهای خود را ظاهر میکنند. فقدان چنین مهارتهایی در نوجوان موجب میشود که او در ارتباطات اجتماعیاش با مشکلات جدی روبهرو شود؛ به طور مثال بسیاری از این نوجوانان تمایلی به بحث و گفتگو در جمع ندارند که ناشی از ترس از ابراز خود و واکنشهای دوستان و همسالان در دوران کودکی و نوجوانی است.
دوستان و همسالان، نوجوان را در «ابراز خود» یاری میدهند؛ چرا که یکی از نیازهای مهم این دوره، نیاز به ابراز خود است؛
کمک به تصمیمگیری
دوستان و همسالان بر تصمیمگیری نوجوان تاثیر میگذارند. بهطور کلی، دوره نوجوانی، دوره آزمایش و خطاست؛ دورهای که نوجوان تصمیمات خود را در زمینههای مختلف تغییر میدهد. ممکن است یک نوجوان ماهها برای انتخاب یک سبک مطلوب آرایش موی سر، شیوههای متفاوتی را آزمایش کند و نظر دوستانش را با حساسیت ویژهای مورد توجه قرار دهد.
نوجوان به نگرشها و نظریات دیگران و به خصوص دوستانش درباره خود اهمیت زیادی میدهد. او با دریافت مستقیم و غیرمستقیم نظریات دوستان درباره خودش و همچنین در جریان مقایسه ویژگیهای خود با آنها، به شناختهای جدیدی از ابعاد وجودی خویش میرسد. این شناختها موجب پیدایی تصویر جدیدی از خود میشود. همین دوستان و همسالان نیاز به محبت کردن و محبت دیدن نوجوان را به طور مکفی تامین میکنند. همچنین گروه دوستان و همسالان انجام بعضی از فعالیتها را برای نوجوان آسان کرده، جرأت و شهامت وی را تحریک میکنند و احساس نوعدوستی نوجوان را تقویت کرده و او را در رسیدن به استقلال عاطفی عقلانی یاری میدهند.
پایه دوستیهای عاقلانه
مطالعات نشانگر این است که گروه همسالان و دوستان، بسیاری از نیازهای نوجوان را تامین میکنند که یکی از مهمترین آنها نیاز به محبت کردن و محبت دیدن است و موارد دیگری از قبیل تقویت نوعدوستی و رسیدن به استقلال را نیز میتوان متذکر شد. این تاثیرات مثبت در صورتی قابل دریافت است که اولا اهداف گروههای دوستی سازنده بوده و جنبه بزهکارانه نداشته باشند، ثانیا والدین نقش خود را در مقابل نوجوان و دوستانش به خوبی ایفا کنند و به جای قرار گرفتن در مقابل آنها در کنار آنها حرکت کنند.
او با دریافت مستقیم و غیرمستقیم نظریات دوستان درباره خودش و همچنین در جریان مقایسه ویژگیهای خود با آنها، به شناختهای جدیدی از ابعاد وجودی خویش میرسد. این شناختها موجب پیدایی تصویر جدیدی از خود میشود.
مشارکت گروهی
تاثیر گروه همسالان تنها به دوستی ختم نمیشود و میتواند در درس خواندن یا نخواندن، لذت بردن از درس یا احساس منفی از درس خواندن تاثیرگذار باشد البته به شرط اینکه با یك برنامهریزی واحد (به صورت گروهی) درس بخوانند، سعی كنند مطالب درسی را برای همدیگر تشریح كنند و مطالب درسی را به نوبت به همدیگر درس بدهند.
در حالی که امتحان به اکثر بچهها و به میزان مختلف استرس وارد میکند، برای گروهی درس خواندن در تقویت روحیه آنها میتواند نقش به سزایی داشته باشد. دانشآموزان میتوانند نگرانیها و ضعفهای درسیشان را با همدیگر در میان بگذارند و از فشار روانی و اضطرابشان كم كنند. آنها وقتی در صحبت با دوستانشان متوجه میشوند كه مثل همدیگرنگرانیها و ضعفهای درسی مشترک دارند، احساس آرامش و اعتماد به نفس بیشتری میکنند. اگر بخواهیم درباره تنها نقص این روش هم بگوییم صحبت کردن با همدیگر و خاطرهگویی است که با نظارت غیرمستقیم یک بزرگتر قابل حل است.
منابع: کودک، بزرگسال، همسالان الگوی ارتباطی، نویسنده ام.ا.لیزنیا ترجمه دکتر محمدجعفر مدبرنیا
مقدمهای بر نظریههای یادگیری، ترجمه دکتر علیاکبر سیف
نشریه پیوند و نشریه خراسان.
نگاهی به گرایش دختران به رفتارهای پسرانه
صدای مردانه دختر، در فضای مه گرفته سالن پیچیده، روی یکی از تخت های چوبی در جمع چهار نفری از دعوا، مرافعه ای که صبح به راه انداخته، تعریف می کند و هرازگاهی هم پکی به قلیان می زند و مه بالای سرش را پررنگ تر می کند...
صدای مردانه دختر، در فضای مه گرفته سالن پیچیده، روی یکی از تخت های چوبی در جمع چهار نفری از دعوا، مرافعه ای که صبح به راه انداخته، تعریف می کند و هرازگاهی هم پکی به قلیان می زند و مه بالای سرش را پررنگ تر می کند. آنقدر پررنگ که از نوشته های کاغذ بالای سرش چیزی پیدا نشود. روی کاغذ سفید، " کشیدن قلیان برای بانوان " را اکیدا ممنوع کرده اند.
ظاهر و کلامش مشابه و هماهنگ اند و رویای پسر بودن را می توانی روی ابر بالای سرش ببینی.
کم نیستند دخترانی این چنینی و کم نمی خوانیم داستان دخترکانی که با ظاهر پسرانه، در باندهای دزدی، کیف قاپی و ... به دام افتاده اند.
ادامه مطلب...
نقاشی و تأثیر آن در رشد کودکان
توجه به مراحل رشد، به ما میفهماند که میان کودک و انسان بالغ، تفاوتی بنیادی وجود دارد، تفاوتی که نمیتوان آن را فقط براساس سالهای تجربه توجیه کرد. او طی رشد دگرگون میشود، بهگونهای که نوع دگرگونی هر مرحله با مرحلهٔ قبل و مراحل بعد متفاوت است.
برخی از دانشمندان، مراحل رشد هنر را با مراحل رشد فکری یکسان شمردهاند. ”لون فلد“ متجاوز از بیست سال است که رشد هنر در کودکان را به چند مرحله تقسیم کرده است، این مراحل شامل:
۱) مرحلهٔ بدنویسی (از دو تا چهارسالگی)
۲) مرحلهٔ مقدماتی طراحی (از چهار تا هفت سالگی)
۳) مرحله طراحی (از هفت تا نه سالگی) میباشد.
بهطور معمول، کودک دو تا چهار ساله مرحله بدنویسی را با تمرین حرکتی و نقاشی تجربه میکند. از کشیدن خط طولی، به خطوط مدور میرسد تا بهتدریج، این خطوط، هماهنگی بیشتری پیدا میکنند. هر چند نقاشیهای او چیزی را نشان نمیدهند، اما او بهطور معمول، آنها را نامگذاری میکند.
در مرحلهٔ مقدماتی طراحی، کودک ارتباط میان نقاشی، تفکر و واقعیت را درک میکند. نهادهائی که او در ناشی خود میآفریند، دائم در حال تغییر هستند. به کشیدن شکلهائی تصوری، برای همه چیز میپردازد که شاید با واقعیت منطبق نباشد. او در این مرحله به مفاهیم شکل میدهد.
کودک هفت تا نه ساله، با رسیدن به مرحلهٔ طراحی از افراد و اشیاء، تصویرهای واقعی میکشند. کاربرد رنگ و زمینه را فرا میگیرد و حرکت در نقاشیهای او مشهود است. بعد از مدتی، رشد هنر او به مراحل کاملتری میرسد. مفهوم رشد هنری “لون فلد“ با مراحل رشد فکری پیاژه تشابه بسیار دارد. این امکان وجود دارد که هنر بهعنوان عرضهٔ پنهانی آنچه در نهاد کودک وجود دارد و نیز در حد توان انطباق و کنترل عضلانی او تا حدی از رشد کلی فکر او نشئت میگیرد. سایر زمینههای ابراز خلاقیت نیز بر مرحلهای بودن نظریهٔ رشد دلالت دارد.
اعمالی که یک کودک انجام میدهد با پیشرفتی که در این رابطه دارد، نحوه و محتوای آموزش او را از پیش تعیین نمیکند. اما در حقیقت، قالبی بهوجود میآورد که بتوان در آن تصمیمهائی را گرفت و انتظارهائی را مطرح کرد. جهتهائی را نیز برای آموزش مشخص میکند تا کودک با یاری معلم از مرحلهای به مرحلهٔ تکاملیافتهتر راه یابد. برای نمونه، نباید از کودکی که در مهد کودک است، انتظار داشت از روی تصویرها نقاشی کند. یک طفل کودکستانی نمیتواند اتاق خود را با تمام اشیاء آن در ابعاد و جای خاص خود ترسیم کند.
مفهوم مراحل رشد، به این معنی نیست که معلم باید فقط به انتظار رشد کودک بنشیند. او باید کودک را یاری و هدایت کند تا برای برخورد با وسایل و ابراز خلاقیتها به راههای تکاملیافتهتری برسد. وظیفهٔ هدایتی که بر عهدهٔ معلم است، برای کودکان نیز به اندازهٔ بزرگسالها دارای اهمیت است. آشنائی با مراحل رشد، نشانههائی را ارائه میدهد که معلم میتواند برای جهت بخشیدن به آموزش کودک از آنها استفاده کند.
کارهای هنری مربوط به کودکان در سالهای اول، بیشتر شامل استفاده از ابزار روی سطح صاف است. کودک بیش از هر چیز به طرح و رنگ توجه دارد. نباید بیش از چند رنگ خاص در اختیار کودک قرار داد. آنها بهتدریج با رنگهای بیشتری آشنا میشوند. مخلوط کردن رنگها، کودکان را به کشف رنگهای جدیدتری میرساند. در این مرحله، کودکان آزمایش یا طرح و رنگ را دوست دارند و با حرکت دست روی کاغذ، شکلهائی را میکشند. هر چه کودکان بیشتر رشد میکنند، نقاشیهای آنها مفهوم کاملتری به خود میگیرد.
نقاشی با آبرنگ بهطور معمول، فعالیتی آرام و انفرادی بهشمار میآید. هر کودک کاغذ و آبرنگ منحصر به خود درد و با سایر کودکان، کمتر تماس پیدا میکند. حتی هنگامی که دو کودک در مقابل سه پایه به نقاشی سرگرم میشوند، کمتر با هم تماس دارند، زیرا هر یک بهکاری جدا مشغول هستند. کودکان، بیشتر از نقاشی کردن در کنار هم یا به شکل گروهی لذت میبرند. در این حال، کاربرد سه پایههای دو طرفه یا استفاده از دیوار برای نقاشی مناسب است.
وظیفهٔ معلم در آموزش نقاشی، این نیست که کودکان را به نقاشی از روی الگوئی که او میکشد، وا دارد، بلکه باید آنها را تشویق کند که به کند و کاو یا ابزار سرگرم شوند، ناظر پیشرفت آنها باشد و به کمک روشهائی تازه و مناسب با رشد کودک به آن جهت دهد.
باید به کودکان این نکته را تفهیم کرد که آنها با هنرمندهای باتجربه رقابت نمیکنند. گرچه کار آنها ساده است، اما هدف آن نیست که کار آنان با کار یک فرد خارج از مدرسه و یادگیری مقایسه شود، بلکه هدف، کشف و رشد استعدادهای آنها است.
دکتر پریناز بنی سی / عضو باشگاه پژوهشگران جوان
منابع:
”آموزش در دوران کودکی“
نوشته: اسپادک، برنارد
مترجم: محمد حسین نظری نژاد
”مقدمهای بر روانشناسی کودکان“
نوشته: توماس آنجل. ام. جی سیاک، گلین وی
مترجم: عباس مخیر
”روانشناسی رشد، سفر پرماجرای کودک“
نوشته: کاول، پاول سین
”تحلیل روانشناختی نقاشی کودکان“
نوشته: کرس لوئیز
مجله شادکامی و موفقیت
عشق در نگاه اول
این چیست که وقتی شما کسی را برای اولین بار ملاقات میکنید، تکانتان میدهد؟ اگر این عشق نیست، پس چیست؟
هوس در نگاه اول: شما جاذبه خامی نسبت به فردی از جنس مخالف در خود احساس میکنید و سپس بسیار بیشتر از آن چیزی که عملا وجود دارد، دچار عواطف و احساسات میشوید. شما نه به این خاطر که عاشق شدهاید، بلکه به این دلیل که ذهنتان تحریک شده، مدام به او فکر میکنید.
خصوصا اگر شما بدنبال یک اوج احساسی لحظهای باشید، اما این اوج احساسی یا «هوس در نگاه اول»، غالبا یک سرخوردگی را متعاقب شکست رابطه، با خود به همراه خواهد آورد.
شیفتگی با تصویر آنها: بعضی اوقات، وقتی به کسی علاقمند میشوید، عاشق او نیستید؛ بلکه عاشق تصویر او هستید: «چه قیافهای دارد»؛ «چه کاره است»؛ «چقدر پول دارد»؛ «چه ماشینی سوار میشود»؛ «چه کارهایی در زندگی انجام داده است». شما از تمامی این چیزها در سرتان رویایی میسازید و ماهیت فرد را نادیده میگیرید: «خواستگار من دکتر است!» «نامزدم هیکلی فوقالعاده دارد».
گذشته از این، آیا ممکن است کسی را ملاقات کنید و در همان لحظه احساس کنید که او همسر ایدهال شماست و اشتباه نکرده باشید؟ زوجهایی وجود دارند که سیسال با هم زندگی کردهاند و میگویند که در همان ملاقات اول، میدانستند که همسر ایدهآل خود را یافتهاند. آیا این همان «عشق در نگاه اول» نبوده است؟ ممکن است بشود چنین تلقی کرد که آنها جاذبهای قوی و ارتباطی روحی را تجربه کردهاند که سپس آن را به رابطهای قوی و موفق بدل ساختهاند. آنان در نگاه اول وجود چیزی را در یکدیگر تشخیص دادهاند، اما عشق حقیقی بین آن دو، میبایست در طول سالیان شکل گرفته باشد.
برای دلباختگی یک لحظه کافیست، اما «عشق حقیقی» به وقت نیاز دارد.
تصور کنید که در یک شب سرد، در کلبهای نشستهاید. میخواهید آتش روشن کنید تا خود را گرم کنید. برای اینکار بین روزنامه و هیزم، حق انتخاب دارید. اگر در مورد این کار تجربه کافی داشته باشید، جواب این سوال را میدانید: روزنامه سریعتر میتواند شعله بزرگی درست کند، اما سریعتر هم خاموش می شود. اما هیزم ممکن است به مدت زمان طولانیتری نیاز داشته باشد تا شعلهور شود، اما به آرامی و یکنواخت میسوزد.
بسیاری از مردم، به اشتباه در ابتدای روابط به دنبال همان شعله ناگهانی هستند. به جای آنکه به دنبال همسری باشند که بتوانند با او رابطهای پر دوام و محکم را بسازند. نمیگویم که شما نمیتوانید هر دو را داشته باشید، همانطور که میتوان هم روزنامه و هم هیزم را برای درست کردن آتش، استفاده کرد. اما اگر متوجه شدهاید که مدام کسانی را انتخاب میکنید که برای شما نامناسبند، شاید بهتر باشد به دنبال «آقا یا خانم هیزم» بروید و از «خانم یا آقای باروت»، برحذر باشید.
همراهان پاک و فهمیده! لزوما ضرورتی ندارد برای ایجاد رابطه ای در جهت آشنایی و شناخت و پیش زمینه ازدواج ، این روند را با علاقه فراوان و وابستگی فوق العاده همراه سازید. مهم داشتن احساسی مثبت برای ایجاد گرایشی در شما است تا او را بهتر بشناسی. عشق و علاقه باید پس از انتخاب به وجود آید . زمانی که شما مطمئنید با استفاده از اصول عقلانی و منطقی محاسن و معایب شخص مقابل را محک زدید و پس از ارزیابی محاسن او را ترجیح دادید.
الهی همتون خوشبخت شید
برگرفته از کتاب" آیا تو آن گمشده ام هستی؟"، با اضافات
تبیان
تئاتر درمانی
هر اثر هنری روح انسان را به گونه ای صیقل می دهد. زمانی که با شخصیت داستان ها، نقاشی زیبا، نوای گرم موسیقی، بازیگران و... می گرییم، می خندیم، می جنگیم و... خود را در «او» یا «آن» می یابیم و این «هم ذات پنداری» زمینه ساز بروز احساسات نهفته ما می شود. احساساتی که از رنج ها، غم ها، تلخی ها و ناکامی ها و گاه شادی ها و موفقیت های فراموش شده حکایت دارند.
اما در میان هنرها، تئاتر جایگاهی ویژه دارد. آن که شاهکاری می آفریند، آن که آن را بازی می کند، گویی زندگی را بازی کرده و به تصویر می کشد و تماشاگر با برقراری ارتباط با آنها، خود را باز می یابد و روح متلاطمخویش را آرام کرده و نیروی مجدد برای بازی زندگی کسب می کند.براساس نظر روانشناسان پاسخ بیماران به «هنر درمانی» و اختصاصاً «تئاتر درمانی» در اکثر موارد سریع تر و موثرتر از مصرف دارو است، چرا که بیمار با برقراری پیوندی عاطفی با بازیگران روحش را عریان کرده و ناگفته ها را بیان کرده و درمان می شود.
در واقع هنر، تکرار هر شخص یا به عبارتی تکرار زندگی هر شخص در دیگری است و این تکرار، موقعیت را برای بروز احساسات مهیا می کند.به جرأت می توان گفت بعد «درمانگر» تئاتر از میان هنرهای دیگر شاخص تر است، چرا که با مروری بر شاهکارهای ادبی جهان و نمایش های اجرا شده براساس این آثار به خوبی به نکات روانشناسی و ظرایف نهفته در این آثار پی می بریم. این نکات تنها مختص به شاهکارهای ادبی مخصوص بزرگسالان نمی شود بلکه با مروری بر آثار کودک و نوجوان نیز می توان ظرایف را دریافت.در این بحث به بررسی جنبه های روانشناسی شاهکارهای ادبی جهان که بارها و بارها در سراسر گیتی به اجرا درآمده و شاهکارهای کودک و نوجوان اعم از کتاب و کارتون می پردازیم. این بررسی توسط دکتر استیون فلنز استاد دانشگاه و رئیس مرکز تحقیقات روانشناسی آمریکا که بخشی اختصاصی در زمینه تحقیق بر روی آثار ادبی جهان دارد، انجام شده است.
● مکبث
پرده اول، صحنه هفتم: (مکبث در حال کشیدن نقشه برای قتل پادشاه) مکبث مردد بین دو تصمیم است و با خود زمزمه می کند: «اول چون من خویشاوند و رعیت او هستم، که این هر دو سخت مخالف این عمل (قتل شاه) است. دوم چون میزبان او هستم که باید در را بر روی قاتلش ببندم نه آن که خود تیغ برگیرم.» مکبث سمبلی از انسان عصر حاضر است، چرا که نمی داند بین خویشاوندی و میهمانداری و جاه طلبی کدام یک را انتخاب کند.دکتر فلنز عقیده دارد: «بسیاری از افراد جاه طلب خصوصیاتی شبیه به قهرمان کتاب(مکبث) دارند. آنها با آن که به عواقب، خطرات و مشکلات احتمالی خود در راه رسیدن به جاه و مقام آگاه هستند، اما بیماری آنها (جاه طلبی) چشم بصیرت آنها را بسته است. آنها حاضر هستند برای رسیدن به آنچه می خواهند، روابط انسانی و خویشاوندی را فدا کنند.»
ادامه مطلب...
زن بزرگتر از شوهر عيبي دارد؟
نگاهي به چرايي کوچکتر بودن زنان از شوهران
زماني که علم جامعه شناسي آشکارا اعلام مي کند ازدواج در زمره پيچيده ترين روابط انساني است، شايد بتوان تأمل زيادي در اين خصوص داشت و از زواياي مختلف آن را مورد بررسي قرار داد، زيرا بسيار شنيده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبيعت است. به اين صورت که جامعه مي کوشد طبيعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبديل نمايد و به دليل همين ويژگي هاست که بيان مي شود ميثاق زناشويي با توجه به زمان و شرايط دوران خودش، دچار دگرگوني ها و تغييراتي شده ، ولي نفس آن از قديم الايام يکي بوده است.
ازدواج ابعاد گوناگوني دارد و انتخاب همسر نيز گزينه هاي متفاوتي دارد که جداي از نزديکي فرهنگ ها، جغرافيا، تحصيلات و...« سن » يکي از ويژگي هايي است که مورد توجه بوده و تفاوت سني در همه اعصار به گونه اي بوده که نشان مي دهد در تفاوت سني زوجين ، مرد چند سالي بزرگتر از زن بوده است. به طوري که در ايران پديده گزينش همسر، پراکندگي خاصي داشته است؛ از اين رو تفاوت سن زوجين در ايران امري طبيعي به نظر مي رسد و ميزان اين تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار مي گيرد که در بيشتر موارد ميان 4 تا 12 سال است.
اما بسياري از جامعه شناسان معتقدند در يک جامعه صنعتي يا رو به صنعتي شدن و پويا، معيارها نيز در حال تغيير و دگرگوني است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادي که به تفاوت سني ميان زوجين با تأکيد بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه اي که زنان دست به فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، هنري و حتي مطالعاتي و سياسي مي زنند، از نظر تحصيلات ارتقاء پيدا مي کنند و جايگاه ها، موقعيت هايي برتر و يا همسان مردان به دست مي آورند و همين باعث مي شود مقوله سن در ازدواج آنان نيز دچار تغيير شود. مثلاً در جامعه امروز، بسيار ديده شده زناني که از همسران خود بزرگتر هستند. با اين حساب مي توان گفت که نظريه همسر گزيني با توجه به شرايط خاص هر جامعه مي تواند تغيير يابد و در نهايت موجب طرح اين پرسش مي شود که آيا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتي مي شود؟
پاسخ هاي مختلفي شامل اين پرسش مي شود؛ پاسخ هاي مخالف و موافقي که بحث بر سر هر کدام مي تواند نظر عده اي خاص را پاسخگو باشد.
دکتر امان قرايي مقدم، محقق و استاد دانشگاه در اين خصوص مي گويد: «به نظر من اين تفاوت سني، منفي است زيرا با تحقيقاتي که روي 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ايم، به اين نتيجه رسيده ايم که يکي از مهمترين دلايل طلاق در ميان زوجين، بروز همين تفاوت سني است. يعني بزرگتر بودن زن از مرد، زيرا اين پديده چه از نظر فرهنگي و چه از نظر اجتماعي در جامعه ما پذيرفته شده نيست.
ادامه مطلب...

