تبليغاتX
جهرم آموزش (jahromedu)

جهرم آموزش (jahromedu)

عید نوروز مبارک

 

عید نوروز مبارک

15jnuoe2o2p36u80y681.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 8:29  توسط حمید. ش  | 

لاغرها بخوانند

هنگامی ‌که فردی میزان اثری دریافتی بدنش کمتر از حدی باشد که مورد نیاز بدن او است، وزن او کم شده و در صورت استمرار، به فردی لاغر تبدیل می‌شود.
لاغری عموماً در بین افراد عصبی، پرهیجان و افراد فعال بیشتر دیده می‌شود. دیده شده است که به‌علت داشتن عادات غذائی غلط، عدم انتخاب درست غذا و یا نامرتب بودن وعده غذا، افراد نتوانسته‌‌اند انرژی لازم را برای بدن خود دریافت کنند و به این ترتیب وزن بدن آنها کم شده است.
از سوی دیگر عوامل روانی در بعضی افراد موجب پرخوری و در بعضی منجر به کاهش اشتها و کم‌خوری می‌شوند. به‌طوری‌که بعضی از بیماران روانی به‌شدت از غذا خوردن خودداری می‌کنند و به‌شدت لاغر می‌شوند.
بعضی از بیماری‌ها نیز موجب لاغری می‌شوند، به‌عنوان مثال کسانی که دچار تب هستند، معمولاً اشتهای آنها برای خوردن کم می‌شود، در حالی‌که چنین وضعیتی فرد تب دار انرژی بیشتری دارد.
اختلال دستگاه گوارشی در افراد که همراه با تهوع، استفراغ، اسهال است نیز می‌‌تواند عامل لاغری باشد.
- توصیه به لاغرها
فرد لاغر لازم است که ابتدا با مراجعه به متخصص رژیم درمان، علت اصلی کاهش وزن بدن خود را به‌طور دقیق شناسائی کند و در صورتی‌که مشخص شد لاغری به‌دلیل فیزیولوژیکی نیست، می‌تواند با استفاده از رژیم غذائی وزن بدن خود را افزایش دهد.
فرد لاغر برای شروع به افزایش وزن در نخستین گام باید به‌خوبی توجیه شده و اراده خود را در این راه به‌کار گیرد.
وجود یک ارتباط قوی عاطفی بین بیمار و مسئول رژیم درمان او در این مسیر از ضروریات و عاملی مهم برای توجیه و انگیزش ارادی فرد برای اقدام افزایش وزن است.
تجویز و دریافت ۵۰۰ کالری در روز بیشتر از مقدار مورد نیاز می‌تواند در هفته حدود ۴۰۰ گرم وزن شخص را افزایش دهد و در صورتی‌که فرد لاغر بتواند ۱۰۰۰ کالری بیشتر از میزان مورد نیاز انرژی دریافت کند، اضافه شدن ۸۰۰ گرم در هفته به وزن او امری دست‌یافتنی است.
همراه با افزایش مقدار انرژی مورد نیاز، معمولاً سایر نیازهای غذائی فرد مانند نیاز به پروتئین، ویتامین و املاح نیز تأمین می‌شود.
برای مداوای فرد لاغر، در صورت امکان می‌تواند از برنامه غذائی عادی بیمار استفاده کرد و به‌تدریج اصلاحات کیفی و کمی را در آن داد.
برای تأمین ۵۰۰ کالری اضافی برای فرد لاغر می‌توان از انواع مواد غذائی استفاده کرد. برای نمونه می‌توان با افزودن ۱ لیوان شیر + ۲ تکه نان + ۱ عدد سیب‌زمینی آب‌پز و ۳۰ گرم گوشت یا پنیر و یک میوه به رژیم غذائی عادی ۵۰۰ کالری اضافی را به‌دست آورد.
افزودن مقدار متناسبی کره، مربا، عسل، و ژله نیز می‌توانید به سرعت انرژی دریافتی را افزایش دهد. به‌شرطی که بیمار تحمل خوردن این مواد را داشته باشد.
بهتر است که فرد لاغر تعداد دفعاتی که غذا می‌خورد را افزایش دهد. خوردن ۶ تا ۸ وعده غذائی در شبانه‌روز معمولاً مناسب است. فرد لاغر پس از رسیدن به وزن ایده‌آل می‌تواند با در پیش گرفتن یک رژیم غذائی مناسب وزن خود را ثابت نگهدارد.
+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 6:41  توسط حمید. ش  | 

نارساخواني


نارساخواني يك ناتواني در خواندن است كه با مشكلاتي در زبان نوشتاري عليرغم آموزش قراردادي و هوش مناسب، فرصتهاي اجتماعي و فرهنگي مناسب مشخص مي شود. مشكلات ممكن است در خواندن، ديكته و نوشتن آشكار شود.


ويژگيهاي كودكان داراي اختلال خواندن

1- بيشتر اين كودكان پسر هستند تعداد پسران چهار برابر تعداد دختران است.

2- دركلاسهاي درس غالباً مشكلات رفتاري دارند.

3- دامنه توجهشان كوتاه است.

4- در تمركز مشكل دارند.

5- اغلب مسايل هيجاني دارند.

6- كلمه به كلمه مي خوانند.

7- حافظه ديداري و شنيداريشان ضعيف است.

8- فاقد تميز و تشخيص كافي شنيداري هستند.

9- در مدرسه سازگاري شخصي مناسب ندارند.

10- رشد اجتماعي كافي ندارد.


سنجش و تشخيص

متن هاي انتخابي توسط دانش آموز خوانده شود و درصد ميزان بازشناسي لغات در متن و همچنين درك و فهم متن مشخص شود مي توان قرار گذاشت كه در يك متن صدكلمه اي تعداد خطاها را جمع كنيم عدد به دست آمده درصد مشكل را مشخص خواهد كرد. خطاهاي خواندن را به نسبت تعداد كل كلمه ها درصديابي مي كنيم به عنوان مثال ناتواني در بازشناسي كلمه، ناتواني در ارزش بياني كلمه، ناتواني در ارزش بياني كلمه، ناتواني در عدم فهم معناي جمله و ناتواني در ادراك شنيداري و امثال آن.


روش اجرا

دانش آموز متن را حضور درمانگر با صداي بلندي مي خواند درمانگر ضمن مشاهدات باليني صداي دانش آموز را ضبط مي كند تا در فرصتي ديگر درصد و نوع ناتواني ها را مشخص كند. اين بخش دقيقترين بخش مربوط به كار درمان است زيرا طراحي برنامه درمان بر اساس اين تشخيص صورت مي گيرد.

پس گاهي لازم است كه درمانگر براي تشخيص دقيق نوع مشكل از دانش آموز بخواهد تا برخي از كلمات متن را دوباره بخواند تا بهتر علت ناتواني او را تجزيه و تحليل كند. بنابراين درمانگر فعالانه بايد برخورد كند تا به نتايج قابل اطمينان برسد. گاهي لازم است كودك بدون صدا بخواند و سرانجام به پرسشهاي مربوط به متن جواب دهد تا ميزان درك او سنجيده شود.

مثال:

طبق انجام آزمونهاي خواندن مشخص شد كه دانش آموز مشكلات زير را داراست:

1- اشكال در تلفظ حروف

2- حذف برخي از صداها. كردند ß كدند.

3- اشكال در تشخيص تلفظ نسبتاً نزديك برخي حروف تلفظ م با ن

4- اشكال در بخش كردن كلمه ها

5- اشكال در صداكشي كلمه هاي يك بخشي و چندبخشي

6- اشكال در تركيب صداها و ساختن كلمه: م ر د ß مرد.


درك درست و تلفظ درست صداها

براي اينكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند بايد تمرينهاي مختلفي را انجام داد ابتدا آزموني كوتاه كه از تمام صداها در ابتداي كلمه –انتهاي كلمه و ميان به عمل مي آوريم و بعد ميزان مشكلات مربوط به صداها را يادداشت مي كنيم:

- صداهايي كه براي تلفظ آن در ابتداي كلمه مشكل دارد.

- صداهايي كه براي تلفظ آن در وسط كلمه مشكل دارد.

- صداهايي كه به شنيدن آنها حساس نيست.

-گنجايش حافظه شنيداري: (اگر نتوانست كلماتي را كه گفته ايم بيان كند علامت – مي گذاريم و اگر توانست علامت + مي گذاريم.)

- گنجايش توالي شنيداري: (كلمات را به ترتيبي كه ما گفته ايم بيان كنند) اگر بيان كرد + در غير اين صورت – مي گذاريم.

- تمرينهاي مربوط به درك درست صداها و تلفظ درست صداها: براي اينكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند تمرينهايي براي ترميم حساسيت شنوايي مي توان انجام داد.

- استفاده از وسايل صداساز

- صداي حيوانات را براي او پخش مي كنيم و به آنها گوش دهد و صداي هر كدام را تشخيص دهد نام ببريد.

- صداهاي مختلف مثل گريه، خنده، سرفه، باران، برخورد توپ به زمين و... را در يك نوار ضبط كرده و از دانش آموز مي خواهيم به آنها گوش داده و صداي هركدام را تشخيص دهد.

- استفاده از قوطيهاي پلاستيكي و ريختن حبوبات در هر كدام و تشخيص آنها با توجه به صدايي كه ايجاد مي كنند.

- توصيه به خانواده كه با او آهسته سخني بگويند و موقع گفتن ديكته فقط يكبار جمله را بگويند.

بعد از انجام اين تمرينات صداهايي را كه دانش آموز در درك يا تلفظ آن اشكال دارد شناسايي كرده و تعدادي واژه انتخاب مي كنيم كه دربرگيرنده همان صداها باشد اين واژه ها بايد سه گروه باشند، گروهي كه صدا در اول كلمه و گروهي صدا در و گروهي صدا در آخر كلمه قرار گيرد.

اين واژه ها را در نوار ضبط كرده از كودك مي خواهيم به آنها گوش دهد و واژه ها را تكرار كند و يا خودمان واژه ها را تلفظ كنيم و از كودك بخواهيم كه آنها را تكرار كند. براي نمونه واژه هاي مربوط به صداي چ ارائه مي شود.

چاي                         پرچم                        پچ پچ

چنار                         مورچه                     سويچ

چانه                         بيچاره                      ماچ

...                             ...                             ...

1- صدايي كه مي خواهيم به كودك آموزش بدهيم صداي چ است. ابتدا به كودك مي گوييم كه من كلماتي را براي تو مي خوانم خوب گوش كن و هرگاه به واژه ي برخورد كردي كه حرف چ داشت به من علامت بده (در مورد علامت خودمان با كودك قراردادي مي بنديم. مثلاً در اين جا به او مي گويم كه هر موقع به اين حرف حرف رسيدي دست راستت را بالا ببر).

مثلاً مي گوييم: فرش- خاك- چادر- زيبا- چنار- قوري- گچ

2- كلمات بي معني را تلفظ مي كنيم. هر موقع به صداي مورد نظر رسيدي علامت بده.

مو- پو- زو- چو- دا- مر- چر

3- وسيله ي در دستمان مي گيريم و نام آن را غلط تلفظ مي كنيم و از كودك مي خواهيم اشتباه ما را تصحيح كند. مثلاً چسب را دست مي گيريم و مي گويم اسب و يا چادُر را مي گوييم مادُر.

4- كلماتي را حفظ مي كنيم و از كودك مي خواهيم تكرار كند.

5- كلماتي را ناقص تلفظ مي كنيم و از كودك مي خواهيم بقيه اش را بگويد مثلاً مي گوئيم (چا) او بايد بگويد نه، در، قو.

6- صداهاي يك كلمه را با فاصله مي گوييم آنگاه كودك آن را كامل كند. مثلاً: آ- لو- چه او بگويد آلوچه.

7- از كودك مي خواهيم كه او صداهاي كلمه را با فاصله بگويد و ما كلمه كامل را بگوييم.

8- تصاويري تهيه مي كنيم كه صداهاي آخر آنها يكسان باشد از كودك مي خواهيم پس از نام بردن هر كلمه صداي آخر را تكرار كند. مثل: برنج- گنج- كاج، مچ- پارچ- كوچ

9- تصاويري تهيه مي كنيم كه صداي اول نام آنها يكسان باشد از كودك مي خواهيم ضمن نام بردن كلمات صداي اول آنها را تكرار كند. مثل: گوش- گوسفند- گندم، چنار- چمدان- چادر

10- چند تصوير به كودك نشان مي دهيم كه در تلفظ نام آنها دو كلمه وجود داشته باشد كه صداي اولشان مشابه است و از كودك مي خواهيم آن دو كلمه را پيدا كند.

نهنگ- چنگال- گل- چوب- قندان

11- چند تصوير به كودك نشان مي دهيم كه در اين گروه از كلمات دو كلمه وجود داشته باشد كه صداي آخرشان مشابه است و از كودك مي خواهيم آن دو كلمه را پيدا كند.

سويچ- ارگ- گچ- سطل

12- بعد از تمرينات تصاوير، تمرينهاي شفاهي را شروع مي كنيم از تصوير استفاده نمي كنيم فقط به طور شفاهي كلمات را بيان مي كنيم تمام تمرينات بالا را به صورت شفاهي انجام مي دهيم.

13- تعدادي تصوير به كودك نشان مي دهيم و از او مي خواهيم داستانش را براي ما نقل كند. دانش آموز را تشويق مي كنيم كه در نقل داستان واژه ها را درست تلفظ كند.

14- حروف الفبا را به او نشان مي دهيم و او بايد آنها را تلفظ كند اين كار تا جايي ادامه يابد كه مطمئن شويم حروف را به خوبي مي شناسد.

15- حروف الفبا را روي كاغذ يا تابلو نوشته و به شكل نامنظم حروف را تلفظ مي كنيم و دانش آموز آنها را نشان دهد.

16- هر كدام از حروف را روي كارت مقوايي نوشته و هربار از بين آنها چند حرف را به كودك مي دهيم و او بايد با حروف كلمه بسازد. مثلاً حروف ر-ا-ز. كه مي تواند واژه هاي زار-راز را بسازد.

17- درمانگر چند صدا را تلفظ مي كند و دانش آموز بايد با تركيب آنها يك كلمه بسازد. مثلاً: ش ا د ß شاد

18- تقليد صداي حيوانات مختلف توسط دانش آموزان مي تواند براي فهم صداها بسيار مفيد باشد.

19- تقليد راه رفتن حيوانات، مثل اردك، خرگوش، گربه و... مي تواند تعادل حركتي ايجاد كند.

20- چند كلمه را درمانگر با صداي رسا مي خواند. دانش آموز بايد پس از شنيدن هر كلمه آن را تكرار كند و سپس بگويد كه با كدام صدا شروع مي شود: جارو- تور- پدر- گچ- كار- صندوق- لامپ.

21- چند كلمه را درمانگر با صداي رسا مي خواند. دانش آموز پس از شنيدن هر كلمه بايد صداي آخر كلمه را بگويد: مربا- حميد- برق- پوچ- رازي- برنج

22- درمانگر چند كلمه را مي خواند. دانش آموز بايد صداي وسط كلمه را بگويد.

ميخ- زير- كلم- آجر- نقد

23- دانش آموز در يك نقطه مي ايستد و چشمانش را با دستمال مي بندد آنگاه مربي به طور دايره وار دور او حركت مي كند و كلمه اي را تلفظ مي كند. دانش آموز بايد جهت صدا را تشخيص دهد.

24- پس از موفقيت در تمرينهاي قبلي، بخش كردن و صداكشي بايد انجام گيرد.

راهنمايي هاي به خانواده ها در جهت بهبود مشكلات كودكان نارساخوان:

- كودك خود را با كودكان ديگر مقايسه نكرده و او را مورد سرزنش قرار ندهيد.

- به كودك با توانايي هاي ديگري كه دارد اعتماد به نفس بخشيد تا احساس ارزشمندي كند.

- زماني را براي آموزش انتخاب كنيد كه فرزند احساس آرامش كند.

- هرگاه يك جلسة آموزشي با فرزندانتان داشتيد سعي كنيد آن را با فعاليتي به اتمام برسانيد كه فرزند شما در آن مهارت دارد و از آن لذت مي برد.

- به كودك در تصحيح اشتباهات و خطاهايش كمك كنيد.

- بايد آگاه باشيد كه بسياري از كودكان معاني لغات را در داستان نمي دانند لذا بايد مكث كنيد و معاني را براي كودك بگوييد.

- كودكتان را به كتابخانه ببريد و آنها را تشويق كنيد كه كتابهاي مورد علاقه شان را انتخاب كنند.

- با هم تلويزيون تماشا كنيد و درباره آنچه كرديد، بحث كنيد.

- تلاش كودك را تحسين كنيد به خاطر داشته باشيد كه چقدر سخت است كه او مجبور است سعي كند كه در خواندن و نوشتن موفق شود.

راهنمايي هايي به آموزگاران در جهت كمك به دانش آموزان نارساخوان:

- از تصاوير و كتابهاي حافظه استفاده كنيد.

- از الفباي چوبي براي آموزش استفاده كنيد (از كودك بخواهيد چشمهايش را ببندد تا شكل آنها را احساس كند)

- درباره حروف صحبت كنيد و داستانهايي در مورد حروف بسازيد.

- او را در جلوي كلاس بنشانيد تا بتوانيد به او كمك كنيد.

- او را با دانش آموزان ديگر مقايسه نكنيد.

- به نحوه مداد دست گرفتن كودك توجه كنيد و او را در صحيح گرفتن مداد ياري كنيد.

- از او نخواهيد كه در جمع با صداي بلند نخواند.

- براي تلفظ صحيح لغات به كودك كمك كنيد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 10:11  توسط حمید. ش  | 

«تفاوت، تشابه آدم‌هاست»

تفاوت ، تشابه آدم هاست

هر انسانی از اتفاقات و خاطرات گوناگون زندگی خویش برداشت‌های مخصوص و ویژه خود را دارد و همین برداشت شخصی افراد است که افکار و به دنبال آن احساسات متفاوتی را بوجود می‌آورد.آدم‌ها حق دارند، همه آدم‌ها حق دارند که با توجه به این برداشت‌‌های ذهنی فکر کنند، حس کنند و برای زندگیشان تصمیم بگیرند. همین برداشت‌های متفاوت است که باعث می‌شود آدم‌ها با هم تفاوت داشته باشند. به راستی اگر ما پذیرش داشتیم، پذیرش شنیدن نظرات و عقاید گوناگون و نوع زندگی‌های متفاوت و.......... آیا واقعا نزاعی در می‌گرفت؟ چیزی در همه آدم‌ها مشترک است و آن هم متفاوت بودن آدم‌هاست. اگر ما آدم‌ها را با تمام تفاوت‌ها، سلیقه‌ها و انگاره‌هایشان بپذیریم و درک کنیم، به همه آنها حق بدهیم; از همه مهمتر نقش خودمان را درهر اتفاقی بپذیریم، آن وقت دنیایی خواهیم داشت سرشار از صلح و آرامش.«و ملت‌ها، گرچه خود نمی‌دانستند، در ژرفای قلبشان گرسنه و تشنه آموزه‌های متعالی بودند تا هر آنچه روی زمین یافت می‌شود، تعالی بخشند. آنها طالب آزادی روح بودند تا بیاموزند چگونه با همسایه خویش زیر نور خورشید و در دل شگفتی زندگی، شادمانی کنند. زیرا همین آزادی مغتنم است که انسان را به خدای نادیده نزدیک می‌کند، تا بدون ترس و بدون شرم به او تقرب جوید.»

                                                                                                           جبران خليل جبران

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 9:5  توسط حمید. ش  | 

۱۸ راه برای ارتقای زبان جسمانی

۱۸ راه برای ارتقای زبان جسمانی

 
در این مقاله قصد داریم راه های ارتقاء زبان جسمانی (body language) را به شما آموزش دهیم. ارتقاء زبان جسمانی، تاثیر شگرفی در مهارت های فردی، جذابیت و حال و هوای کلی شما دارد. توصیه خاصی برای نحوه استفاده از زبان جسمانی نیست. از نحوه استفاده شما از زبان جسمانی، به طرق گوناگون برداشت می شود، برحسب محیط و فردی که با او صحبت می کنید. مثلاً وقتی با رئیستان صحبت می کنید، به طور متفاوتی از زبان جسمانی استفاده می کنید، تا زمانیکه با دوستانتان گپ می زنید. در زیر به
برداشت های مختلفی که در مورد زبان جسمانی وجود دارد و راه های موثر برای استفاده از آن،اشاره می کنیم.
اول اینکه، برای تغییر زبان جسمانیتان باید از زبان جسمانی کنونیتان مطلع باشید. نحوه نشستن، برخاستن، و استفاده از دست ها و پاهایتان را حین صحبت با افراد مختلف بررسی کنید. می توانید جلوی آینه تمرین کنید. ممکن است به نظرتان احمقانه جلوه کند اما کسی که نگاهتان نمی کند پس اشکالی ندارد.تمرین کردن جلوی آینه باعث می شود خودتان ببینید که در مقابل دیگران چگونه به نظر می رسید و به شما فرصت می دهد که قبل از ظاهر شدن در دنیای واقعی، کمی از قبل تمرین کرده باشید.نکته دیگر این است که چشمانتان را ببندید و تجسم کنید که برای احساس راحتی و اعتماد به نفس، چطور نشست و برخاست می کنید. اول آن را در ذهنتان تجسم کنید و بعد امتحان کنید.همچنین می توانید دوستان، الگوی های مختلف، سوپراستارها یا سایر کسانی که فکر می کنید زبان جسمانی خوبی دارند، را مشاهده کنید. ببینید چه می کنند و چه نمی کنند. تکه هایی از رفتار آنها را که دوست دارید برداشته و از آنها استفاده کنید.
بعضی از این نکته ممکن است اینطور به نظر برسد که از چیزی تقلید می کنید. اما تقلید کردن راه خوبی برای یاد گرفتن یک چیز تازه است. و یادتان باشد، احساسات انسان معکوس کار میکنند. اگر یک مقدار بیشتر لبخند بزنید، بیشتر احساس خوشحالی می کنید. اگر صاف بنشینید، احساس انرژی و کنترل بیشتری پیدا میکنید. اگر حرکاتتان را کندتر کنید، احساس آرامشتان بیشتر خواهد شد. در واقع احساساتتان رفتارهای جدیدتان را تقویت می کند و دیگر احساس غریبی نخواهید کرد. در اول کار ممکن است زبان جسمانیتان کمی اغراق آمیز جلوه کند. موقع نشستن ممکن است باز کردن پاهایتان از هم یا صاف کردن پشتتان کمی مسخره به نظر برسد. اما ایرادی ندارد. مردم آنقدرها هم که شما فکر می کنید، توجه ندارند، آنها نگران مشکلات خودشان هستند. فقط کمی تمرین کنید و رفتارهای خودتان را زیر نظر داشته باشید و کنترل کنید تا به تعادل برسید.

۱) دست ها یا پاهایتان را ضربدری نکنید. احتمالاً شنیده اید که دست به سینه نشتن باعث می شود
دیگران تصور کنند حالت تدافعی به خودتان گرفته اید یا گارد گرفته اید. این مسئله درمورد پاها هم صدق می کند. پس دست ها و پاهایتان را موقع نشستن از هم باز کنید.

۲) ارتباط چشمی برقرار کنید، اما زل نزنید. اگر با افراد مختلفی در حال صحبت هستید، با همه آنها به یک
میزان ارتباط چشمی داشته باشید تا بتوانید ارتباطی بهتر برقرار کرده و آنها را به گوش دادن تشویق کنید. اما ارتباط چشمی زیاد ممکن است باعث آزردگی مردم شود. نگاه نکردن به آنها هم ممکن است حس ناامنی ایجاد کند. اگر موقع صحبت کردن عادت ندارید با شنونده های خود ارتباط چشمی برقرار کنید، ممکن است شروع آن برایتان دشوار و وحشتناک به نظر برسد. اما با تمرین و تلاش به آن عادت خواهید کرد.

۳) از اینکه فضای بیشتری اشغال کنید نترسید. جای بیشتری گرفتن مثلاً اینکه طوری بنشینید و بایستید
که پاهایتان کمی از هم باز باشد، نشاندهنده اعتماد به نفس و راحتی است.

۴) شانه هایتان را شل کنید. وقتی احساس فشار می کنید، این فشار بیش از هر جای دیگر روی شانه
هایتان خالی می شود. در این اوقات شانه هایتان کمی به جلو خم می شوند. سعی کنید در این مواقع با لرزاندن آنها و فشار دادنشان به سمت عقب، آنها را ریلکس کنید.

۵) موقع شنیدن حرف دیگران، سرتان را به نشانه تایید تکان دهید. اینکار باعث می شود طرف مقابلتان
مطمئن شود که به حرفهایش گوش می دهید اما دقت کنید که بیش از اندازه اینکار را تکرار نکنید که شبیه دارکوب شوید!

۶) خم نشوید، صاف بنشینید. صاف اما راحت نه اینکه به خودتان فشار بیاورید.

۷. خم شوید ولی نه خیلی زیاد. اگر می خواهید نشان دهید که به حرفهای طرف مقابلتان علاقه مندید، به سمت او خم شوید. اگر می خواهید نشان دهید که از خود مطمئن هستید، عقب بنشینید و فقط کمی خودتان را به سمت او متمایل کنید. اما دقت کنید که به هیچ وجه زیاد به سمت فرد مقابل خم نشوید چون با اینکار نیازمند و بیچاره به نظر می رسید که محتاج تایید دیگران است. اگر بیش از اندازه هم به سمت عقب تکیه کنید، خودخواه و بی تفاوت به نظر خواهید رسید.

۸) لبخند بزنید و بخندید. خیلی خودتان را جدی نگیرید و شاد باشید. آرام و راحت باشید و وقتی کسی حرف خنده داری می زند، لبخند بزنید یا بخندید. اگر آدم مثبتی باشید، مردم تمایل بیشتری به حرف زدن و ارتباط برقرار کردن با شما خواهند داشت. اما اولین نفری نباشید که به جوک های خودتان می خندد چون باعث می شود عصبی و محتاج جلوه کنید. وقتی به کسی معرفی می شوید، لبخند بزنید اما دقت کنید که خنده تان مصنوعی نباشد چون دو رو به نظر خواهید رسید.

۹) به صورتتان دست نزنید. ممکن است عصبی به نظر برسید و حواس طرف مقابلتان را پرت می کند.

۱۰) سرتان را بالا نگه دارید. چشمتان را به زمین ندوزید چون باعث می شود نامطمئن و کمی گمگشته به
نظر برسید. سرتان را صاف بالا نگه دارید و نگاهتان به سمت افق باشد.

۱۱) کمی رفتارهایتان را کندتر کنید. دلایل زیادی برای این وجود دارد. آرامتر راه رفتن نه تنها شما را آرامتر و مطمئن تر به نظرمی رساند، باعث می شود استرس کمتری هم داشته باشید. وقتی کسی صدایتان
می کند،گردنتان را سریع به آن سمت نچرخانید و کمی آرامتر این کار را انجام دهید.

۱۲) از رفتارهای ناآرام و بی قرار اجتناب کنید. تیک های عصبی مثل تکان دادن پا ضربه زدن با انگشتان روی میز از جمله رفتارهای عصبی به شمار می روند. با این حرکات فردی عصبی به نظر می رسید و وقتی بخواهید با کسی صحبت کنید این رفتار موجب پرت شدن حواس فرد می شود. سعی کنید رفتارهایتان را آرام و ریلکس کنید و روی حرکاتتان تمرکز داشته باشید.

۱۳) از دستانتان با اطمینان و اعتماد بیشتری استفاده کنید. به جای اینکه با دستانتان حرکات و رفتارهای
ناآرام و بی قرار انجام دهید، می توانید از آن در صحبت کردن استفاده کنید. برای توصیف چیزی یا تاکید کردن روی مطلبی که عنوان می کنید، از دستانتان کمک بگیرید.

۱۴) نوشیدنیتان را پایین نگه دارید. آنرا جلوی سینه تان نگه ندارید. در واقع، هیچ چیز را جلو سینه تان نگه ندارید چون باعث می شود دیگران تصور کنند حالت تدافعی گرفته اید. آنرا پایین ببرید و کنار پایتان نگه دارید.


۱۵) پشتتان را تا انتهای مهره ها صاف نگه دارید. خیلی از افراد با پشتی کاملاً صاف و در حالتی بسیار
خوب می ایستند یا می نشینند. اما اشتباهی که گاهاً خیلی از این افراد مرتکب می شوند این است که فکر میکنند انتهای تیره پشتشان تا ابتدای گردن است به همین خاطر گردنشان را جلو می آورند. باید بدانید که انتهای مهره ها پشت سرتان است، از اینرو سرتان را هم باید کاملاً صاف و در یک ردیف با پشتتان نگه دارید.

۱۶) خیلی نزدیک به طرف مقابلتان نایستید. همه آدم ها اگر موقع حرف زدن خیلی خودتان را به آنها نزدیک کنید احساس ناراحتی می کنند. اجازه بدهید طرف مقابلتان فضای شخصی خود را داشته باشد و به  آن حریم وارد نشوید.

 ۱۷) آینه. گاهی وقتی با کسی به سر می برید، وقتی هر دوی شما ارتباط خوبی با هم پیدا می کنید، ناخودآگاه شروع به تقلید کردن از رفتارهای هم می کنید. یعنی زبان جسمانی فرد مقابل را تقلید می کنید. این کار ممکن است رابطه تان را بهتر کند. اگر او به جلو خم می شود، شما هم به جلو خم می شوید. اگر دستش را روی پایش میگذارد، شما هم همین کار را تکرار میکنید. اما حواستان باشد که فوراً واکنش ندهید و همه تغییراتی که او در زبان جسمانیش می دهد را تکرار نکنید.
 
۱۸) رفتار خوبی داشته باشید. آخرین نکته این است که رفتاری مثبت، درعین حال صریح و آرام داشته باشید. احساس شما به فرد مقابل خیلی خوب در رفتار و زبان جسمانیتان جلوه می کند.شما می توانید ربان جسمانیتان را تغییر دهید اما این هم مثل هر تغییر دیگری زمان می برد. به خصوص اگر عادت کرده باشید که یک عمر به زمین خیره شوید، رفتارهایی مثل بالا نگه داشتن سرتان خیلی تلاش می خواهد. و اگر بخواهید همه رفتارهایتان را به طور همزمان اصلاح کنید مطمئن باشید که به هیچ عنوان موفق نمی شوید و گیج می شوید.چند مورد از این رفتارها را در نظر بگیرید و هر روز روی آنها کار کنید. آنقدر تمرین کنید تا این رفتارها برایتان عادت شوند. بعد چند مورد رفتار دیگر را انتخاب کرده و روی آن کار کنید.
 
گیگاپارس
+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 16:4  توسط حمید. ش  | 

آب

آب
 
دیدن آب در خواب خوب است و نشان روشنائی و صفاست اما باید دید آب چه وضعی دارد و دارای چه کیفیتی و کمیتی است. بهترین نوع آب در خواب آب روشن و صاف و کم‌عمق است که در جوی روان باشد و سنگریزه‌های کف جوی یا نهر دیده شود. آب جوی بهتر از آب راکد در برکه یا آبگیر است زیرا جریان روشن آب جریان روشن زندگی بیننده خواب را نشان می‌دهد و این بهتر می‌شود اگر در چنین آب روانی ماهی دیده شود. به‌خصوص ماهی سرخ و سفید از آن‌گونه که در حوض و استخر نگه می‌داریم. آب راکد و تاریک اندوه است و غصه و آب لجن‌آلود ابتلاست. ابتلا به امور دست و پاگیر که زحمت و گرفتاری بوجود می‌آورند و آرامش را از انسان می‌گیرند.
 
موج ستمی است که برشما وارد می‌آید همراه با غصه و نگرانی ولی چنانچه موجی برخاست و شما را ازجای کند و به ساحل یا پایاب افکند پس از چندی تحمل ناراحتی به نجات و آسودگی می‌رسید. آب صاف و روشن همان‌طور که گفته شد عیش و شادمانی و عمر دراز است و این بهتر می‌شود اگر همراه آب روشن و صاف که در جوی روانست راه بروید چون این کامروائی شما را باز می‌گوید. تعفن آب و تاریکی آن بیماری است. آب سیال و روان ولی زیاد و خروشان مشروط بر اینکه شاهد تماشای آن باشید نه درون آن نشان قدرتی است که با آن رو‌به‌رو می‌شوید و با آن رویارو قرار می‌گیرد. اگر درون چنین آبی غوطه‌ور می‌خوردید با زور‌مندی دست و پنجه نرم می‌کنید که احتمالاً زیانی به شما نمی‌رساند ولی تمام نیرویتان را صرف می‌کند و می‌گیرد. اگر از چنین آبی مانند رودخانه و نهر خروشان یا سیلابی که در مسیل و بستر محدودی روانست عبور کردید و به پایاب مقابل رسیدید از هول و هراس آفتی رهائی می‌یابید. اگر از آب رودخانه یا سیل برگرفتید و نوشیدید دو صورت دارد. یا آب کثیف است یا روشن و صاف. آب کثیف مال و بهره است که از طریق نا‌مشروع و نادرست نصیب شما می‌گردد و آب روشن چیزی است مادی و مالی که از راه پسندیده به چنگ می‌آورید و بهره‌مند می‌شوید.
 
اگر بر زمین آب ریخته شود و جمع شده باشد به‌طوری که بدون آلودگی پا نتوانید از آن عبور کنید نشان آن است که در کاری ناخواسته وارد می‌شوید. اگر در حالت خواب اکراه داشتید و نمی‌خواستید از آن محل آب گرفته بگذرید کاری پیش می‌آید که مطلوب شما نیست و دست و پاگیر است ولی اگر با اشتیاق خواستید از آنجا بگذرید کاری سرگرم‌کننده سر راهتان قرار می‌گیرد که در پایان بی‌ضرر یا کم‌ضرر است.
شناور بودن‌ روی‌ آب‌ می‌تواند نماد شناور بودن‌روی‌ احساسات‌ و عواطف‌ ما و سازگاری‌ با ضمیرناخودآگاهمان‌ باشد. معلق‌ بودن‌ در هوا نیز همان‌تعبیر پرواز را دارد. شناور بودن‌ معمولاً نمایانگراحساسات‌ آرامش‌ و آزادی‌ كلی‌ و جاری‌ شماست‌. ازجنبه‌ منفی‌، شناور یا معلق‌ بودن‌ می‌تواند سمبل ‌درونگرائی‌، سردی‌، گوشه‌گیری‌، كمبود معاشرت‌ وارتباط یا ضرورتی‌ برای‌ تعلیم‌ و آموزش‌ دیدن‌ باشد. به‌ هر حال‌ به‌ منظور تعبیر صحیح‌ هر خوابی‌، لازم‌است‌ كه‌ به‌ نحو مطلوب‌ و شایسته‌ای‌ خودتان‌ راارزیابی‌ كرده‌ و صداقت‌ به‌ خرج‌ دهید. معانی‌ و تعابیرهمه‌ خواب‌ها بسیار شخصی‌ و مختص‌ بیننده‌ خواب‌هستند.
 
اگر در خواب دیدید که با لیوان یا کاسه آب می‌خورید در جشنی عشرت‌آور و عیش‌آمیز شرکت می‌کنید که جشن و سرور به شما تعلق ندارد و احتمالاً مثل مهمان از آن سهم می‌برید. آب گرم نوشیدن تحت هیچ شرایطی در خواب خوب نیست و نشانی از بیماری است که باید مراقب صحت و سلامت خود در دو هفته آینده باشید. چنانچه در خواب ببینید که کسی به روی شما آب گرم پاشید یا آب ریخت و آن آب کثیف و آلوده و متعفن بود یک بیماری در پیش دارید و اگر دیدید شما روی کسی آب گرم ریختید آن شخص اگر آشنا و شناخته شده باشد در حق او ستم روا می‌دارید یا به یکی از بستگان بلا‌فصل خود آسیب
 
وارد می‌آورید و اگر آن شخص ناشناس باشد نیتی بد در شما پیدا می‌شود که بهتر است پرهیز کنید و در روزهای آینده دست به کاری نزنید که نتیجه بد آن متوجه مردم شود. جوشاندن آب فتنه‌انگیزی است. سماور پر از آب جوش همسر بد خلق و خشمگین است. کوزه یا سفال پر از آب دوست مهربان است و این دوست می‌تواند یک زن باشد.اگر کوزه‌ای پر از آب داشتید و شکستید و آب آن به زمین ریخت در حق دوستی شفیق ناسپاسی می‌کنید و نعمتی را از دست می‌دهید. اگر دیدید یکی در مقابل شما با لیوان یا کاسه و یا ظرف دیگری آب می‌نوشد مجذوب کاری می‌شوید که فکر می‌کنید انجام آن به سود شما می‌تواند باشد. آب ناودان اگر روشن باشد رحمت است و اگر گل‌آلود و کثیف باشد زحمت است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 18:22  توسط حمید. ش  | 

داداشی

داداشی
 
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " ، و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نیمدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
ای کاش این کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گریه !
اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم دریغ نکنید ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه
 
 
جنوبی ها
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 11:16  توسط حمید. ش  | 

چگونه می‌توانیم بدنی سالم داشته باشیم؟

چگونه می‌توانیم بدنی سالم داشته باشیم؟

 

چگونه می‌توانیم بدنی سالم و اندامی متناسب داشته باشیم؟
می‌دانید که ۶۰۰ عضله در بدن انسان وجود دارد که این دستگاه می‌‌تواند ۱۲ عضله در صورت و ۲۶ عضله مهم و حیاتی در بدن را با برنامه‌هائی که ارائه شده از آتروفی شدن جلوگیری کرده و یا در صورت آتروفی شدن عضله، آن را به حالت عادی برگرداند. این دستگاه قابلیت تقویت سیستم عصبی را نیز دارا می‌باشد این دستگاه دارای ۸ خروجی بوده که این خروجی‌ها با اتصال به الکترودهای دستگاه می‌توانند نیروئی معادل ۰ تا ۳۰ کیلوگرم را بر هر عضله وارد کنند. همچنین الکترودها به ۲ دسته تقسیم می‌شوند:
- الکترودهای صورت و الکترودهای بدن
- عملکرد الکترودهای صورت به شرح زیر می‌‌باشد:
۱. هشتی کردن ابروها
۲. از بین بردن خط اخم
۳. گونه‌گذاری
۴.از بین بردن خط لبخند
۵. کار بر روی عضله فک بالائی و فک پائینی
۶. قلوه‌ای کردن لب بالائی و پائینی
۷. از بین بردن چین و چروک صورت
۸. از بین بردن گودی و سیاهی دور چشم
۹. کوچک کردن عضله گلو (غبغب)
- عملکرد الکترودهای بدن به شرح زیر می‌باشد:
۱. افزایش حجم
۲. لاغری
۳. درمان
۴. ماساژ بر روی عضلات
- مزیت خرید با سیستم NET WORKING پورتن (خرید رایگان)
در این نوع خرید شما می‌توانید با نتیجه‌گیری از عملکرد هر یک از دستگاه‌های پورتن آن را به دیگران معرفی کرده و کارت تخفیف دریافت نمائید تا هزینه سیستم خریداری شده توسط شما رایگان گردد.
- قابلیت تست:
شما می‌توانید با تست رایگان این دستگاه در منزل و محل کار خود و یا در محل فروش، در مدت ۱۰ دقیقه تغییر را در صورت خود مشاهده کنید و یا با ۲۰ الی ۳۰ دقیقه استفاده بر روی عضلات بدن، تعریق و شادابی بعد از ورزش را احساس نمائید.
- استفاده آسان:
ما با آموزش شما در مورد:
۱. آناتومی بدن
۲. آسیب‌شناسی
۳. شناخت عضلات حیاتی و مهم بدن راه را برای استفاده از دستگاه آسان و راحت نموده‌ایم که علاوه بر آن کارشناسان خانم و آقای ما که دارای آشنائی کامل به آناتومی بدن می‌باشند می‌توانند به صورت رایگان در محل حاضر شده و آموزش‌های لازم را به شما مشتری محترم ارائه دهند. همچنین هر دستگاه دارای یک حلقه CD آموزشی و بروشور ترجمه شده به فارسی می‌باشد که توضیحات کامل راجع به دستگاه و نحوه استفاده از آن را به شما آموزش می‌دهد.

 

هفته نامه هزاره سوم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 8:56  توسط حمید. ش  | 

آفتاب زمستان بیشتر می سوزاند

آفتاب زمستان بیشتر می سوزاند

 

آفتاب زمستان را دست کم می‌گیرید؟ نمی‌دانید از همین نور نصف و نیمه و بی‌رمق چه کارها برمی‌آید؟
شاید فقط زیر تیغ و برق آفتاب یادتان بیفتد که به داد پوست‌تان برسید و موقع سوز و سرمای زمستان، فقط دنبال یک جای گرم برای باز کردن یخ دست و پای‌تان باشید. اگر این طور است، پس توصیه‌های متخصصان پوست را بشنوید تا کمی درباره پوست‌تان دچار وجدان‌درد شوید.
آن‌ها می‌گویند هوای خشك زمستان و باد شدید این فصل، می‌تواند باعث خشكی، ترک خوردگی و خارش پوست شود. شاید تابش نور خورشید این فصل خیلی شدید نباشد، اما بازهم احتمال آسیب دیدن پوست در اثر اشعه ماورای بنفش وجود دارد؛ به خصوص آسیب به چشم‌ها ممكن است بیشتر شود، چون در زمستان با این كه شدت نور مریی كم‌تر است و درست به همین دلیل، مردمك‌ها گشادترند، اما شدت اشعه ماورای بنفش نور خورشید، چندان تفاوتی با تابستان ندارد.
البته خوشبختانه راه‌های ساده‌ای برای حفاظت از پوست وجود دارد که می‌توانیم با رعایت آن‌ها سرمای زمستان را از سر بگذرانیم و به روزهای معتدل بهاری فكر كنیم.


● متخصصان چه می‌گویند


«حفاظت از پوست در مقابل نور آفتاب، تنها مختص به یک فصل خاص نیست و در تمام سال باید به فکر محافظت از آن باشیم.» این را دکتر علی ابراهیمی، استادیار پوست دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه می‌گوید. او معتقد است، به دلیل زاویه تابش در فصل زمستان و همچنین انعكاس نور پس از بارش برف و باران، آفتاب این فصل بیشتر به پوست صدمه می‌زند. توصیه این متخصص پوست استفاده از ضد آفتاب است، چه در زمستان و چه در بقیه فصل‌های سال، به ویژه برای افرادی كه پوست خشك دارند یا ورزش‌های زمستانی می‌کنند یا مشغول هر فعالیت دیگری در مناطق كوهستانی هستند.


● چشم‌های‌تان را دریابید


آفتاب زمستان، چشم‌های شما را هم به الطاف ویژه‌اش می‌نوازد. دكتر حسن رزمجو، متخصص چشم، معتقد است، استفاده از عینك دودی طبی در فصل زمستان دو خاصیت دارد؛ هم محافظ چشم در برابر نور زننده خورشید است و هم مانع ورود سرما به درون چشم می‌شود. او به خبرنگار ایرنا گفته‌است: «بیشتر مردم فکر می‌کنند كاربری عینك دودی، محدود و مخصوص به فصل تابستان است، درصورتی كه استفاده از آن در این فصل برای جلوگیری از تاثیر سوز سرما و به دنبال آن التهاب استخوان‌های دور چشم، توصیه می‌شود.» بهترین رنگ زمینه برای عینك‌های دودی طبی از دید این متخصص چشم‌پزشکی، زمینه كرمی ، قهوه‌ای و خاكستری است.


● مراقبت از پوست قبل از خارج شدن از منزل


پوست دست و صورت خود را با یک لایه از ضد آفتاب و مرطوب‌کننده بپوشانید. محصولات متنوعی در بازار وجود دارند که ضد آفتاب را با مرطوب‌کننده یا روغن ترکیب کرده‌اند و شما می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.
بهتر است ضد آفتابی را انتخاب کنید که اس-پی-اف آن ۱۵ یا بالاتر باشد. این کرم به عنوان سدی در برابر عوامل آسیب‌رسان به پوست عمل می‌کند. بد نیست بدانید ۸۰ درصد نور خورشید با انعکاس روی برف به اطراف باز می‌تابد، در حالی که این مقدار در مورد خاک ۱۷ درصد است. این یعنی در زمستان بیشتر در معرض هجوم نور خورشید و طیف مضر اشعه آن هستیم. پس اگر اهل ورزش‌های زمستانی و اسکی هستید، لازم است از ضد آفتاب‌های قوی‌تری استفاده کنید.
هوای سرد و عوامل دیگر می‌تواند باعث دردناك‌ شدن و ترك‌خوردگی لب‌ها شود كه در نتیجه آن لب‌ها پوسته پوسته شده و قاچ قاچ می‌شوند. لب‌های شما هم نیاز به کرم‌های ضد آفتاب مخصوص یا چرب‌کننده مانند پماد ویتامین آ دارند. وگرنه باید منتظر قاچ و ترک روی لب‌های‌تان هم باشید.
پوشیدن دستکش یادتان نرود. این دستکش‌ها، ناخن‌های‌‌تان را در برابر هوای سرد و خشک حفظ می‌كنند و از شکنندگی آن‌ها و نیز سوزش وخشکی پوست آن جلوگیری می‌کنند.
علت دیگر خارش و ترک‌خوردگی پوست، گرم کردن بیش از حد و به دنبال آن عرق کردن است. پوشیدن لباس لایه لایه روی هم به شما اجازه می‌دهد در صورت نیاز، برای پیش‌گیری از این وضع لباس خود را درآورید. در ضمن بهتر است لباس‌های زیر شما نخی وگشاد باشد.
اگر موقع برف بازی خیس شدید، لباس وکفش‌های خیس خود را فورا درآورید. این کار از تحریک و سوزش پوست شما جلوگیری می‌کند.
مالش روزانه سطح پوست با پنبه یا پارچه مرطوب، سلول‌های مرده پوست را پاک می‌كند و مانع بسته شدن منافذ آن می‌شود. با این حال استمرار در این کار، چربی‌های لازم برای حفظ رطوبت پوست را ، به‌خصوص در زمستان، از بین می‌برد.


● وقتی پزشک لازم می‌شود


اگر محصولات بدون نیاز به نسخه پزشك اثربخش نبود ، همه این کارها را هم انجام دادید و باز حس کردید پوست‌تان خشک و حساس است، باید با پزشك مشورت كنید. هم‌چنین، در صورت افزایش نقطه‌های قرمز روی پوست، پوسته‌ پوسته شدن پوست، شکنندگی ناخن‌ها و نیز ترك خوردگی پاشنه پا حتما به پزشك‌تان مراجعه كنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 10:51  توسط حمید. ش  | 

داستان زن فقیر

داستان زن فقیر

يک روز زني با لباسهاي کهنه و مندرس و نگاهي مغموم. وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست تا کمي خواربار به او بدهد. به نرمي گفت که شوهرش بيمار است و نمي تواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند.
صاحب مغازه با بي اعتنائي نيم نگاهي اندااخت و محلش نگذاشت و با حالت بدي سعي کرد او را بيرون کند.
زن نيازمند درحالي که اصرار ميکرد گفت:
آقا ... شما را به خدا قسم ميدهم به محض اينکه بتوانم پولتان را مي آورم.
صاحب مغازه گفت که نسيه نمي دهد.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را مي شنيد به مغازه دار گفت: ببين اين خانم چه ميخواهد ... خريد اين خانم با من.
خوارو بار فروش گفت : لازم نيست ... خودم مي دهم ... ليست خريدت کو؟
زن گفت : اينجاست ...
صاحب مغازه گفت : ليست ات را بگذار روي ترازو ... به اندازه وزنش هرچه خواستي ببر...!
زن با خجالت يک لحظه مکث کرد از کيفش تکه کاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي کفه ترازو گذاشت ...
همه با تعجب ديدند که کفه ترازو پائين رفت ...
خواربار فروش باورش نمي شد ...
مشتري از سر رضايت خنديد ...
مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ديگر ترازو کرد ... کفه ترازو برابر نشد ... آن قدر چيز گذاشت تا بالاخره کفه ها برابر شدند ...
در اين وقت خواربار فروش با تعجب و دلخوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است ...
کاغذ ليست خريد نبود ... دعاي زن بود که نوشته بود :
" اي خداي عزيزم ... تو از نياز من باخبري ... خودت آن را برآورده کن "

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 22:20  توسط حمید. ش  | 

داستان هیزم شکن

داستان هیزم شکن

 

روزی روزگاری یک هیزم شکن خیلی قوی برای کار سراغ یک تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام کرد. و دستمزد خوبی برایش تعیین کرد و همچنین شرایط کاری بسیار خوب بود. بنابراین هیزم شکن ما تصمیم گرفت کارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب کار خود را جلب کند.
رئیس جدید به او یک تبر داد و محل کارش را نشان داد. روز اول هیزم شکن ۱۸ درخت را قطع کرد. رئیسش به او تبریک گفت و از او خواست به همین روش به کار خود ادامه دهد.
تاجر بسیار هیجان زده بود تا ببیند روز بعد هیزم شکن چند درخت قطع می کند. اما روز بعد او توانست فقط ۱۵ درخت را بیندازد. روز بعد هیزم شکن تلاش خود را بیشتر کرد. ولی فقط ۱۰ درخت قطع کرد. هر روز با همه تلاشی که می کرد تعداد کمتر درخت می توانست قطع کند.
هیزم شکن با خود فکر کرد من باید قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراین پیش رئیس خود رفت و از او معذرت خواهی کرد. و گفت نمی دانم چه اتفاقی افتاده است که هر روز توانایی من در قطع درختان کمتر می شود.
تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرین باری که تبر خود را تیز کردی کی بود؟ »
هیزم شکن پاسخ داد: تیز کردن؟ من وقتی برای تیز کردن تبر نداشتم چون خیلی مشغول ...
در این لحظه هیزم شکن به فکر فرو رفت و در کمال شرمندگی به اشتباه خود پی برد.
آیا شما هم تبر زندگی خود را تیز می کنید؟ آیا اطلاعات خود را به روز می کنید؟ آیا زمانی را برای اندیشیدن و بررسی آنچه انجام داده اید می گذارید؟ آیا نتایج کارهای خود را تجزیه و تحلیل می کنید؟ آیا بدنبال راهی موثرتر برای مشکلات فعلی هستید؟ یا اینکه آنقدر خود را درگیر انجام کاری کرده اید که وقتی برای این کارها ندارید.

 

یاد بگیر دات کام

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 18:18  توسط حمید. ش  | 

حقایقی درباره ی زنان!

حقایقی درباره ی زنان!

آقایان به این نکته ها توجه کنند

 

دنیای زنان و مردان دنیای بسیار متفاوتی است، آنقدر متفاوت که بعضی زن و مرد را به موجوداتی از دو سیاره متفاوت تشبیه می کنند که زبان یکدیگر را نمی فهمند ، کسی منکر تفاوت ها نیست اما این تفاوت ها اگر درک شود ،بسیار کمک کننده است.در این مقاله کمی راجع به روحیات خانم ها صحبت می کنیم ، آقایان می توانند با خواندن آن به همسرشان نزدیک تر شوند.

ادراک زن ها و مردها از زمان متفاوت است.

به نظر می رسد مردها بیش از زن ها در لحظه اکنون حضور داشته باشند ، در حالی که زن ها بیشتر خود را در امتداد آینده بسط می دهند.

زن ها دوست دارند گذر زمان را ثبت کنند. کافی است از ما بپرسید آخرین چکاپ دندانپزشکی دخترمان کی بود، آخرین بار که کودکمان را استحمام کردیم، آخرین باری که با مادرمان تلفنی صحبت کردیم و... تا زمان دقیق آن را به شما بگوییم. مردها همیشه از این توانایی ما حیرت زده اند و بیشتر به این دلیل از دست ما ناراحت می شوند، بویژه هنگامی که اشتباهات آنها را تصحیح می کنیم!

 

احساس امنیت کردن

یکی از اساسی ترین نیازهای ما زن ها این است که احساس امنیت کنیم. منظورم امنیت جانی، فیزیکی یا جسمانی نیست، بلکه بیشتر امنیت احساسی و عاطفی را در نظر دارم.

احساس عمیق و درونی از این که رابطه مان محکم، استوار و ماندگار است، این که همسرمان در عشق خود جدی و ثابت قدم است و به ما نیز متعهد و پایبند. این امنیت عاطفی کلید گشایش دل و جان زن محسوب می شود.

خانم عزیز، آیا تا به حال اندیشیده اید چرا بیش از آنچه شایسته است به تایید از جانب مردها نیازمندید؟ حتی تایید از جانب مردی که او را چندان نیز قبول ندارید. توضیح آن شاید از این قرار باشد: چنانچه همواره زنان در طول تاریخ چنین آموزش دیده باشند که بقا و حیات آنان در گرو حمایت مردهاست، لذا وظیفه و شغل زنان این می شود که مردی را به سمت خود جذب و تلاش کنند او را از دست ندهند. سر و وضع، ظاهر و قیافه مان، نحوه بیان و جلوه گری خود، افکار و احساساتمان، مهارت های خانه داری و کدبانوگریمان، نحوه و میزان ویرایش احساساتمان (به طور یکه به او بر نخورد) و... همگی ریشه در یک تفکر دارند: آیا این کار او را خوشحال خواهد کرد؟

ضمیر ناخودآگاه ما همواره می گوید: اگر او را خوشحال و علاقه مند نگه داری همیشه با تو خواهد ماند و چنانچه با تو بماند در امان خواهی بود.

هنگامی که ما زن ها احساس امنیت می کنیم در بهترین شرایط خود ظاهر می شویم، به این معنا که آرامش بیشتر و نگرانی کمتر، اعتماد به نفس بیشتر و ناامنی کمتر و بالاخره استقلال بیشتر و توقع کمتری خواهیم داشت. به عبارت دیگر بیشتر آن گونه خواهیم بود که مردها دوست دارند و کمتر آنها را عصبی خواهیم ساخت.

بسیاری از خواسته های ما از مردها تلاشی هستند برای احساس امنیت و بسیاری از رفتارهای ناخوشایند زن ها مانند توقع زیاد، وابستگی، حسادت، سرد مزاجی، تحریک پذیری، زودرنجی و بسیاری دیگر ریشه در احساس ناامنی آنها دارد.

مطمئن ساختن مان از عشق، تعهد، و پایبندی تان به ما از موثرترین روش های احساس امنیت روحی در ما زنان است.

احساس برقراری ارتباط

 

مردان عزیز، به این رفتارهای زنانه توجه کنید:

- پرسیدن این سوال از شما که آیا اتفاقی افتاده؟ هنگامی که مدتی خیلی ساکت بوده اید.

- پرسیدن نظر شما درباره نحوه چیدمان گل و گیاهان در اتاق نشیمن.

- نقل مو به موی مکالمه ای که با خواهرتان داشته ایم،

- پرس و جو از تمامی آنچه از صبح تا شب در سر کار بر شما گذشته است.

همگی این کارها روش هایی هستند از طرف زن ها برای ارتباط و پیوند با مردها، اگرچه بعضی از این روش ها ممکن است مردها را عصبی کند.

شاید یکی از دلایلی که ارتباط تا این حد برای زن ها اهمیت دارد توانایی آنان برای بچه دار شدن است. ما به لحاظ ژنتیکی به گونه ای طراحی شده ایم تا بتوانیم وظایف مادری خود را بخوبی انجام دهیم. شاید نیز به آن علت باشد که عشق برای ما زن ها اولویت اول محسوب می شود و ارتباط نیز نحوه ابراز و بروز آن است. شاید هم دلیل آن در سوابق تاریخی و آغاز تمدن ما باشد ، هنگامی که ارزش زن ها برای مردها و اجتماع ما در گروه قابلیت های ارتباطی، خلق هارمونی، هماهنگی و تشریک مساعی مان بود.

ارتباط برای زن ها بیشتر به معنای بیان افکار و احساسات است. بیشتر زن ها به طرزی سنتی پرحرف تر و خوش صبحت تر از مردها هستند. از این رو یکی از سریع ترین و موثرترین روش های برقراری ارتباط با یک زن کلمات و واژگان یا به عبارتی صحبت کردن و حرف زدن است.

زن ها دوست دارند مردها درباره همه چیز با آنها حرف بزنند. ما زن ها دوست داریم درباره کار، نگرانی ها، رویاها، ترس و خلاصه همه بالا و پایین زندگی شما بدانیم.

یکی از موثرترین روش های ایجاد ارتباط صمیمی با همسرتان و تولید احساس محبوب بودن در او این است که او را در فرآیند زندگانی خود منظور کنید. منظور کردن همسرتان در زندگی خود به این معنا است که:

جزئیات وقایع و تجارب زندگی خود را با او در میان می گذارید. با این کار به او این امکان را می دهید با شما احساس هماهنگی و نزدیکی بیشتری داشته باشد.

او را از مشکلات و گرفتاری هایی که با آنها روبه رو هستید با خبر می کنید. منطق متعارف به مرد دیکته می کند که زن زندگی اش را در مسائل و مشکلات خودش درگیر نسازد. شاید به این دلیل که ضعیف و نادان جلوه نکند. این باور هرگز حقیقت ندارد. چنانچه زنی به لحاظ روانی و احساسی سالم و طبیعی باشد، پس از آن که شوهرش مشکلات و مسائل خود را با او در میان گذاشت، احساس نزدیکی بیشتری را با او تجربه خواهد کرد، زیرا مرد، قلب خود را به رویش گشوده است.

او را در تصمیم گیری هایی دخالت می دهید که روی او نیز تاثیر خواهند گذاشت. هنگامی که مردی درباره تفکر و تصمیم گیری های خود با همسرش صحبت نمی کند، به او احساس جدا افتادگی خواهد داد. می دانم بشتر مردها این کار را از روی عمد انجام نمی دهند و هرگز نیز نمی خواهند چنین احساسی را به زن خود بدهند، اما در واقع این همان اتفاقی است که در عمل می افتد.

احساس ارزشمند بودن

 

نیاز به ارزشمند بودن یکی از اساسی ترین و مهم ترین نیازهای پنهان زن هاست. برای یک زن ارزشمند بودن به این معناست که مردی حضور او را در زندگی ارزشمند بداند و بگوید که حضور او در زندگی اش مسلماً نقش مهمی را ایفا کرده است و این که قطعاً بدون او کمبود چیزی را احساس خواهد کرد. این موضوعی است که حقیقتاً بیشتر مردها از آن غافلند.

 

منبع : چهار دیواری - با تغییر و تلخیص

تبیان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 8:1  توسط حمید. ش  | 

داستان زیبا و تکان دهنده

 داستان زیبا و تکان دهنده

يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"

پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."

البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد:

" اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."

پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟"

"اوه بله، دوست دارم."

تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟"

پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."

پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :

" اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."

پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند  

ای کاش منم ثروتمند بودم  ( ثروتمند ) تا میتونستم بهشون.... کمک کنم..............اره ولی نمیتونم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 18:0  توسط حمید. ش  | 

رشد جسمی

رشد جسمی

 

نگاه اجمالی

رشد جسمی(Physical Development) یکی از مهمترین فرایندهای رشدی است . این رشد زمینه‌ را برای بدست آوردن توانائیها و مهارتهای دیگر فراهم می‌آورد. در واقع در نقش تاثیر‌گذاری در رشد حرکتی بدست ‌آوردن مهارتها و رشد شناختی و...دارد. این قسمت از رشد شامل رشد مغز ، رشد عضلات ، رشد استخوانها ، رشد دندانها ، رشد اندام درونی ، رشد اندام بیرونی و ... می‌شود.

 

رشد مغز

مغز از چند میلیارد نورون (Neuron) تشکیل شده است که باهم سیستم عصبی را تشکیل می‌دهند. رشد سیستم اعصاب بیش از تولد و تا سه تا چهار سالگی بسیار سریع است . البته رشد دوران جنینی شامل بوجود آمدن سلولهای عصبی جدید می‌شود و در مرحله رشد پس از تولد کمتر سلول عصبی تازه‌ای بوجود می‌اید. اندازه‌ گیریها نشان می‌دهد که رشد مغز انسان تا چهارده سالگی بسیار سریع است و از 4 تا 8 سالگی از سرعت آن کاسته می‌شود. سپس به کندی رشد می‌کند تا اینکه در 16 سالگی ، مغز به اندازه کامل خود می‌رسد. از لحاظ وزنی مغز نوزاد در حدود 350 گرم است. در حالیکه وزن مغز انسان بالغ بین 1400 تا 1600 گرم است. اگرچه در موارد استثنایی مغزهای کمتر از 1400 گرم نیز دیده شده است.

 

رشد عضلات

عضلات در تنظیم فعالیتهای اعضای اصلی بدن مانند قلب ، دستگاه گوارش و غدد داخلی نقش بسیار مهمی دارند. همچنین عضلات عهده‌دار حفظ نیروی بدن و هماهنگی فعالیتهای مختلف هستند. هنگام تولد ، بافتهای عضلانی هنوز تکامل نیافته‌اند و به همین دلیل نوزاد ضعیف و ناتوان بوده و در فعالیتهایش ناهماهنگی وجود دارد. پس از تولد همانند مغز ،‌ بافت عضلانی دیگری بوجود نمی‌آید. ولی همان بافتها از لحاظ بزرگی و شکل تغییر می‌کنند. عضلات همچنین از لحاظ طول ، عرض و ضخامت نیز رشد می‌کنند و همگام با این رشد بر وزنشان نیز افزوده می‌شود. این افزایش بقدری است که وزن عضلات یک فرد بالغ چهل برابر وزن عضلات در موقع تولد است. عضلات تا پنج سالگی به صورت معمولی رشد می‌کنند، ولی پس از پنج سالگی جهش در عضلات دیده می‌شود، بطوریکه 75% از افزایش وزن کودک در این سنین در نتیجه رشد عضلات است. پس از این رشد عضلات به کندی صورت می‌گیرد، تا اینکه در دوران بلوغ رشد عضلات برای مدتی با سرعت زیاد انجام می‌گیرد.

 

رشد استخوانها

رشد استخوانها شامل رشد و تغییر تعداد استخوانها و تغییر در نحوه پیوند آنها می‌باشد. از نظر تعداد استخوان ، کودک هنگام تولد دارای تقریبا 2700 قطعه استخوان است، تا اینکه در آغاز بلوغ این تعداد به 350 قطعه می‌رسد. ولی بتدریج از رشد استخوانها کاسته می‌شود. بطوریکه استخوان‌بندی فرد بالغ 206 قطعه است. برای مثال در مچ دست کودک دو ساله 2 تا 3 قطعه ، در 6 سالگی 6 تا 7 قطعه استخوان وجود دارد. در حالیکه بین 12 تا 15 سالگی تعداد استخوانهای مچ دست به 8 قطعه می‌رسد.

 

از لحاظ پیوند بین استخوانها به دلیل نرمی استخوانها در سالهای اول زندگی ، این پیوند ضعیف است و خوب به هم نچسبیده‌اند. حتی در بعضی نقاط استخوان وجود ندارد، بلکه در آن مکانها ماده غضروفی وجود دارد که بعدا به استخوان تبدیل خواهند شد. چون استخوانهای کودک نرم هستند، او می‌تواند بدن خود را به وضعیتهای شگفت‌اوری درآورد. همچنین در این سنین استخوانهای کودک به آسانی به شکلهای نادرست در‌ می‌آیند. برای مثال اگر نوزاد بیشتر به پشت بخوابد، پشت جمجمه‌اش پهن می‌شود و اگر روی شکم بخوابد، سینه‌اش زیادتر از حد طبیعی مسطح می‌شود.

 

رشد دندانها

انسان دو رشته دندان دارد که شامل دندانهای شیری و دندانهای ثابت است. این دو از چند لحاظ باهم تفاوت دارند.

تعداد دندانهای شیری 20 و دندانهای ثابت 32 است. همچنین دندانهای شیری کوچکتر از دندانهای ثابت بوده و دندانهای ثابت دارای کیفیت بهتر و در نتیجه دوام بیشتری هستند. رشد دندانها فرایند مداومی است که از سه ماهگی (زمان بوجود آمدن دندانهای شیری در لثه) شروع می‌شود و در 21 تا 25 سالگی با درآمدن دندان عقل پایان می‌پذیرد.

 

درآمدن دندانهای شیری همراه با درد است که معمولا اشتهای کودک را مختل و او را عصبانی می‌کند. اما دندانهای ثابت بدون ناراحتی در ‌می‌آیند. از لحاظ زمانی اولین دندان شیری بین 6 تا 8 ماهگی ظاهر می‌شود. کودک در سال اول زندگی بین 4 تا 6 دندان دارد و در دو سالگی این تعداد به 16 دندان می‌رسد. دندانهای ثابت نیز از حدود 6 تا 7 سالگی شروع به در آمدن می‌کنند. بطوریکه کودک 7 ساله یک تا دو عدد و کودک 8 ساله ده عدد و ... دندان ثابت دارد.

 

با این حال زمان در‌ آمدن دندانها متغیر است و به عواملی از قبیل وراثت ، سلامت ، تغذیه و جنس بستگی دارد. نکته مهم در در آمدن دندانها مرتب و ردیف بودن دندان‌های شیری است. اگر دندانها نامنظم باشند، ممکن است وضع آرواره را به هم بزنند و این اختلال شکل قسمت پایین صورت را تغییر می‌دهد و سبب می‌شود دندانهای ثابت نیز بطور نامنظم در‌آیند.

 

منبع:دانشنامه رشد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 13:30  توسط حمید. ش  | 

تمرکز حواس در کلاس

تمرکز حواس در کلاس   

يکي از شايع ترين مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهاي درس، جلسات سخنراني، سمينارها و کنفرانس هاست.

بيشتر افراد با آن که با اشتياق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر مي شوند و به سخنران يا مدرس گوش مي سپارند، پس از چند دقيقه حواسشان پرت مي شود و وقتي به خود مي آيند، مي بينند که دقايقي چند گذشته و در اين مدت کاملاً در جاي ديگري بوده اند. شايد در يک جلسه دو ساعته، شما چهل دقيقه با تمرکز عالي به جذب مشغول باشيد و هشتاد دقيقه ديگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهني خودتان باشيد. اگر شما بتوانيد در همان کلاس، تمامي مطالب را بگيريد، خود باعث مي شود که حجم عمده اي از فعاليت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شايد تا به حال با افرادي برخورد کرده باشيد که فقط در کلاس حضور مي يابند و بسيار کم در منزل مطالعه مي کنند. معمولاً شما در اين حالت به خود و اطرافيان خود مي گوييد: نمي دانم چرا با اين که من ساعتها در منزل درس مي خوانم يک دهم آن را هم نمي خواند، هميشه نمره هاي من از او کمتر است. شما بايد توجه داشته باشيد که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نيست بلکه زمان مطالعه مفيد و متمرکز شماست که مهم است. بسياري از اوقات شما ساعتها کتاب به دست داريد و مشغول مطالعه ايد اما زمان مطالعه متمرکز و مفيد شما از يک ساعت بيشتر تجاوز نمي کند. علاوه بر اين، درصد مهم و عمده اي از يادگيري در کلاس درس صورت مي گيرد. شايد خودتان تجربه کرده باشيد که آموختن درسي که زمان تدريس آن، شما در کلاس حاضر نبوده ايد، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فيزيکي چندان مهم نيست بلکه شما بايد حضور مؤثر و متمرکزي در کلاس داشته باشيد. ما هم اکنون مي خواهيم تکنيکهايي را ارائه دهيم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانيد دانش آموز و دانشجويي فعال و درگير باشيد.

تکنيکهاي حضور فعال در کلاس

۱.همراهي با مدرس:

بسيار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شيوه تدريس معلم يا استاد خود هماهنگ سازيد و با او حرکت کنيد. هم شتاب بيش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش مي کند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بيان مدرس، شما را او جذب مطالب بعدي محروم مي کند. آنچه که در همراهي با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنيدن است. اغلب شما با آنکه صداي معلم را به وضوح نمي شنويد يا گفتار سخنران را متوجه نمي شويد از اين که از او بخواهيد درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بيان کند، واهمه داريد. گاهي صداي سخنران به انتهاي کلاس نمي رود، گاهي تند و گذرا صحبت مي کند گاهي صحبتش نامفهوم است و برخي اوقات نيز به مطلبي در گذشته استناد مي کند که شما از آن هيچ اطلاعي نداريد. يادتان باشد شما براي اين به کلاس يا جلسه سخنراني آمده ايد که مطلبي را فرا بگيريد و معلم هم دقيقاً همين را مي خواهد. بنابراين اگر کوچکترين ابهام يا عدم وضوحي را در مطلب يا صداي معلم احساس کرديد، بايد شهامت از او بخواهيد که مطلب را دوباره بگويد.

سؤال کردن از معلم گناه نيست و نبايد احساس گناهي را هم به دنبال داشته باشد. به ويژه دانش آموزان دوره ابتدايي خيلي از سؤال کردن بيم دارند. بسياري از وقتها پيش مي آيد که مثلاً معلم تکليفي را به بچه ها مي گويد که براي فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه اين تکليف نمي شود، با وجود اين چون مي ترسد که سؤال کند، چيزي نمي گويد و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکليف مؤاخذه و تنبيه شود.

دوباره تأکيد مي کنيم که اگر نکته اي را متوجه نشديد يا نشنيديد، حتماً بپرسيد چه بسا که آن نکته کليدي بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد.

۲. شنونده اي فعال باشيد:

شما بارها به اين عبارت تأکيدي برخورد کرده ايد: شنونده اي فعال باشيد، اما مفهوم اين عبارت چيست؟ يعني بايد چگونه باشيم؟ شنونده فعال چه خصوصيات و ويژگيهايي دارد؟

بهترين و مؤثرترين راه براي اين که شما يک شنونده فعال باشيد اين است که يادداشت برداريد. چه، نياز به يادداشت برداري را سر کلاس احساس مي کنيد چه نمي کنيد، حتماً از صحبت مدرس يا سخنران، يادداشت برداريد. اما منظور ما از يادداشت برداري در اينجا با آنچه که در روش مطالعه متمرکز گفتيم فرق مي کند که اکنون به شرح آن مي پردازيم.

۳ . يادداشت برداري داخل کلاس

قلم و کاغذ به دست مي گيريد و در کلاس حاضر مي شويد. يادتان هست که گفتيم شب قبل از کلاس يک مطالعه اجمالي و يک بررسي ابتدايي از درس، انجام دهيد؟ اين کار را براي کسب اطلاعات اوليه و هشياري ذهني در کلاس انجام داده ايد. اگر شما بدون هيچ مطالعه اي سر کلاس شيمي حاضر شويد، وقتي معلم مي گويد امروز درس ما هيبريداسيون است و شما هم نه از قبل درباره هيبريداسيون چيزي مي دانيد نه نگاهي اجمالي به کتاب انداخته ايد، تا چند لحظه خود را در کلاس بيگانه احساس مي کنيد. خود را کاملاً گيج مي بينيد و اين حالت، خود باعث مي شود که نسبت به اين درس بي علاقه شويد و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهيد و ذهنتان را به سير در جاهاي ديگر مشغول سازيد.

درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اوليه سر کلاس حاضر شويد، احساس خيلي خوبي در کلاس خواهيد داشت، ذهنتان مشتاق است، مي خواهيد هرچه سريعتر از راز هيبريداسيون سر در بياوريد و در نتيجه تمرکحواسي عالي پيدا مي کنيد. اهميت مطالعه اوليه را پيش از اين هم توضيح داده بوديم. حالا که شما با اين آمادگي ذهني و کنجکاوي و علاقمندي، داريد به صحبتهاي معلم گوش مي کنيد، هر نکته اي را که فرا مي گيريد يادداشت کنيد.

هم اکنون شما مي گوييد فلان معلم يا استاد به ما اصلاً اجازه يادداشت برداري نمي دهد. به شما مي گوييم که او کاملاً کار درستي مي کند. چرا که شما معمولاً به شيوه سنتي خود، “جمله” هاي معلم را يادداشت مي کنيد و نوشتن يک جمله از صحبتهاي معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدي باز مي دارد. شما به هيچ عنوان نبايد جمله اي يادداشت کنيد بلکه بايد به صورت اشاره اي و مختصر از واژه هاي کليدي استفاده کنيد که چون جرقه اي تمام موضوع را به ياد شما مي آورد.

اين گونه مي توانيد همزمان با تدريس استاد، يادداشت کنيد و پشت سر هم يادداشت برداريد در حالي که نه وقت شما گرفته مي شود نه از درک مطلب بعدي باز مي مانيد و نه مدرس را ناراضي مي کنيد.

به جاي همه اينها چند کار مهم انجام دهيد:

اول اين که بارذهني خود را در کلاس لحظه به لحظه تخليه مي کنيد و نکته اي را که فرا مي گيريد يادداشت مي کنيد و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالي نگاه مي داريد. يعني شکل حضور شما در پايان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتي نمي کند.

دوم اين که چون خودتان را ملزم مي دانيد هرچه را که فرا مي گيريد به سرعت بر روي کاغذ بياوريد، ذهن شما در يک حالت آماده باش قرار مي گيرد و شما از تمرکز حواسي عالي برخودار مي شويد و کاملاً از خود مراقبت مي کنيد که چيزي را جا نيندازيد. فقط کافي است که يک بار اين عمل يادداشت برداري را به شيوه درستي که گفتيم تجربه کنيد تا ببينيد که چقدر برايتان لذت بخش است. حتي کم کم به شکل يک بازي مهيج برايتان در مي آيد. اين شيوه يادداشت برداري به صورت کمي حرفه اي تر و ماهرانه تر در خبرنگاران ديده مي شود که در مصاحبه هاي خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي کنند و سپس خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي کنند و سپس از روي آن، متن را تصحيح مي کنند و اما سومين فايده يادداشت برداري اين است که باعث مي شود شما سر کلاس خواب آلوده نشويد و چرت نزنيد به ويژه در اوقاتي که معلم يا سخنران بسيار آرام و ملايم و حتي کمي خسته کننده درس مي دهد و شيوه تدريس او براي شما درگيري ذهني لازم را ايجاد نمي کند. شما با يادداشت برداري، حضور خودتان را در کلاس مهيج تر و مؤثرتر مي کنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 19:31  توسط حمید. ش  |